بنام خدا .با سلام
من 10 ماه پیش با اطلاع و هماهنگی پدر و مادرم با خوانواده طرف مقابلم که نوه دختری عمه ام است.در مورد ازدواج صحبت کردیم.و از همه لحاظ که فکرشو بکنید توافق داریم و همدیگرو هم دوس داریم.و همچنین در اوایل هم مادرم به مامانش گفته بود که باید اول برادر بزرگش(یعنی برادر بزرگم) اردواج کنه بعدش بصورت رسمی بیاییم خواستگاری و با هم ازدواج کنن.همچنین من فرزند کوچیک خانواده ام و دو خواهر و یک برادرمم مجردن.و همچنین لیسانس حسابداری خوندم و ایشونم ترم دوم دانشگاه هستش که هشت ترم کلا باید بخونه.مشکل من اینه که اولا خونوادم میگن از هر لحاظ بده که قبل از برادر بزرگترت بری ازدواج کنی و باید اول برادر بزرگتو سروسامان بدیم و بعدش تو.از طرفی دختر نوام هم میگه خونوادت بهم ارزش قائل نیستند چون الان ده ماهه که بطور رسمی یبار نیومدن و حتی یه انگشتری هم ندادن.و ازم ناراحته و یبارم میخاس بهم بزنه و من باهاش صحبت کردم و حل شده.سوال من اینه که اینجا مشکل از خونواده منه یا از از طرف اونا.اصلا جلوتر از برادر بزرگترم برم ازدواج کنم چی میشه.اصلا بنطرتون چیکار کنم.در ضمن برادرم شاید تا یه ماهه دیگه ازدواج کنه چون به خواستگاری رفته و بعدش ما ازدواج کنیم.برام مهمه بدونم تقصیر از منه یا از خونواده همسر اینده ام.








علاقه مندی ها (Bookmarks)