راست ميگي,بابامم يه وقتايي بهم ميگه حاضر جوابي(محترمانه اش كردم ميگه زبون دراز)
اما نميدونم چرا يه وقتايي ادما مساله به اين واضحي رو دوست دارن جور ديگه جلوه بدن يا الكي تملق ميكنن يا خودشونو ميزنن به اون راه,خوب خيلي زور داره
اما خودم دارم ضربه اينجور حرف زدنمو ميخورم مثلا به جاي اينكه به كسي كه دوستش دارم بگم موندنت با اين ادم اشتباست ميگم خوبه عزيزم ادامه بده كه ته مونده شخصيتتم ازت بگيره!!!
اما راست ميگي بايد تمرين سكوت كنم,خودمم فكر ميكنم يه وقتايي يه واكنش دفاعيه كه ميخوام بگم مثلا من در مورد همسرم نميتونستم درستش كنم اخه كار از كار گذشته بود و از لجم اينجوري ميگفتم,هر چي هست دارم اسيبشو خودم ميبينم چون هر اتفاقي ميفته حتا اگه مقصر نباشم انگار بقيه ميگن حقت بود
تمرين سكوت خيلي سخته و جدا به ادم فشار مياره اخه مجبوري يه وقتايي خودتو بزني به حماقت
اگه كتاب يا مقاله اي ميشناسين بهم معرفي كنين,خودمم تو اينترنت سرچ ميكنم
حالا نميشه به جاي اينكه من تمرين كنم ديگران ظرفيتشونو ببرن بالا,اخه من خيلي تنبلم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)