@ baby
من میگم طرف من دختر خوبیه...ولی پدر و مادرش و برادراش بهش خیانت کردن.همونطور که پدر و مادر من بهم خیانت کردن.آخه کی میگه ما نمیتونم نامزد کنیم و باید اول عقد بشید؟ مگه من میخواستم بخورمش؟
ضمنا لازمه بگم من تا یه ماه قبل از آشنایی همچنان چشمام اشک آلود بود و روحیم زیر صفر
@ دلینا
وقتی دستم از همه لحاظ مادی و مکانی زیر سنگ پدرم بود چطوری میشد با اون حال ؟
من توجیح نمیکنم .باور کنید تیتر این تاپیک رو کاملا عین حقیقت زدم.. ازدواج نکردم. طلاق گرفتم از پدرم.[/b]
حتی اگه یه کارتن یا آهنک پاره هم تو اون حال بود من باهاش ازدواج میکردم
@ بالهای صداقت
دارم میرم کلاس و سعی میکنم بیشتر بیرون باشم.
برنامه هم ریختم
حتی خودم رو مجرد فرض میکنم.چون اون فکرا یک دفعه میاد سراغم و چندین باری هم که دیدم اینجوری بوده که
یک باره برآیند شرایطم مثل یه موشک بهم حمله میکنه.طوری که تا 5 دقیقه قبلش حالم خوب بوده.
@ baharr
من خواسته زیادی نداشتم و ندارم.
اگه از 10 تا عامل انتخاب یکیش هم بود من راضی بودم
شرایط من اینقدر خربا بود که با یه تیکه سنگ هم ازدواج میکردم.
من داشتم فرار میکردم
ایده آل هم نگاه نمیکنم.واقع بینم بهار عزیز








علاقه مندی ها (Bookmarks)