ببینید اون زن کار میکنه ولی درآمدش ماهانه خیلی کمه قسط بیمه هم میده بخاطر همین خرجی واسش کم میاد.بعد اینکه مورد ازدواج واسش پیش اومده ولی با اون ازدواج وضعش بدتر میشد واسه همین قبول نکرده. یه مطلب اینکه شاید رابطه جنسی خیلی خیلی محدودی باشه ولی میدونم که اصلا برای شوهرم راضی کننده نیست. یه جورایی همسر من مرد تنوع طلبیه و به قول خودش داره سر خودش گول میماله اینطوری. من به صداقت شوهرم یقین دارم هردومون خیلی با هم رفیقیم ولی دل من همیشه نگرانه... بیشتر هم اون زنه که دنبال شوهر منه تا حالا چندین بار باهاش کات کرده ولی دوباره....
اگه بدونید کجا زندگی میکنه یک لحظه دووم نمیارید. وسط یه کوچه توی اطراف شهر که خونه مسکونی بجز اون وجود نداره. باور میکنید بعضی وقتا واسش گریه میکنم.... از این زنا نیستم که بخوام آبروی شوهرم زندگیم و... ببرم میگم دیر یا زود دیگه تموم میشه دوست دارم یه مشاوره مذهبی برم یخورده استرسم کم بشه ولی بازم پشیمون میشم... ضمنا اگه خانواده شوهرم بفهمن پسرشون همچین کاری کرده میکشنش...واسه همین تحت هیچ شرایطی هیچکس توی فامیل از این قضیه خبر نداره.
واقعا میگم من و همسرم واسه هم میمیریم فکر نکنید محبتمون به هم کمه نه بخدا عاشق همیم ولی من همیشه نگرانم.
فرشته مهربان من چه طوری میتونم بیشتر باشما صحبت کنم؟؟؟ خارج از این فضا









علاقه مندی ها (Bookmarks)