به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 142

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 91 [ 13:23]
    تاریخ عضویت
    1391-2-27
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    904
    سطح
    16
    Points: 904, Level: 16
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 53 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خودكشي به خاطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    مرسي از همه دوستان عزيز
    چند روز پيش برادر شوهرم از سفر خارج برگشت و برامون سوغات خريده بود شوهرم ديشب ازم خواست اخر هفته دعوتشون كنيم گفتم حال و حوصله ندارم كه باز عصباني شد گفت بذار اينا بيان و برن خودت رو خندون نشون بده و درست جلوشون در بيا بعد دوباره به اين ديوونه بازيات ادامه بده كلي برام خط و نشون كشيد كه واي به حالت اگه درست تحويلشون نگيري و ...ازش خواستم تو همين هفته بريم مشاور (تا نياز نباشه ديگه اخر هفته اون عوضي رو ببينم )ولي شوهرم ميگه اين هفته سرش خيلي شلوغه و توهفته اينده نوبت بگير
    يه چيز ديگه هم كه هست من الان تو دنياي مجازي تونستم راحت حرفام رو بزنم يعني پيش مشاور حضوري هم مي تونم؟؟؟ خيلي شديد اعتماد به نفسم رو از دست دادم.

    تورو خدا برام دعا كنيد
    بازم ممنون از راهنماييهاتون

    راهكارهاي فرشته مهربان خيلي درست و به جا هستند اما مشكل من اينجا بود كه خيلي چشم گوش بسته بودم و حركات نادرست يا نگاههاي عجيب برادر شوهرم رو بيشتر به حساب حسهاي اشتباه دروني خودم ميزاشتم و خيلي وقتا به خودم ميگفتم شايد اون هيچ مشكلي نداره و من بيخودي حساس شدم
    ميدونيد اين روند خيلي كند ولي صعودي پيش مي رفت حتي زماني كه تو ماشين(دم خونه برادرشوهرم)به شوهرم گفتم نسبت به برادرت حس خوبي ندارم يه جوري بد نگاه ميكنه اون اتيشي شد و كتك كاري كرد گفت اگه مطمئني كه اون چشم ناپاكه حتما چيزي ازش ديدي يالا پياده شو همين حرفا رو در حضور هر سه نفرمون بگو اين مسئله بايد كاملا شفاف و مشخص شه من تحمل اين چرنديات تو در مورد برادرم رو ندارم بيا به خودش بگو شايد جوابي داشته باشه اما من نرفتم ترسيدم پيش خودم گفتم شايد ذهن من بيخودي بيماره شايد اون بيچاره هيچ مشكلي نداشته باشه و اينا فقط يه حس بيخود و زود گذر تو ذهن من باشه در واقع به خودم و احساسم اعتماد نكردم اين اشتباه اصلي من بود(كاش همون شب كه شوهرم ازم خواسته بود برم در حضور هر سه حرف بزنم اين كار رو كرده بودم)

  2. 6 کاربر از پست مفید kherse soorati تشکرکرده اند .



 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قاتل خاموش روابط زناشويي!
    توسط ویدا@ در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 مهر 92, 12:26
  2. شناخت مشكلات زناشويي از ديدگاه زنان
    توسط الميرا1358 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 آذر 90, 14:34
  3. رابطه صحيح زناشويي
    توسط fati.147 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 مرداد 89, 10:54
  4. چگونه گفتگويي موثر داشته باشيم؟
    توسط keyvan در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 فروردین 88, 19:10
  5. 15 دليل مردانه براي سردي روابط زناشويي
    توسط yasi_m در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 اسفند 87, 01:47

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.