به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37

Threaded View

  1. #6
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: احساس خطر (عنوان مناسبیه؟)

    نقل قول نوشته اصلی توسط tamas
    جدیدا اتفاق خاصی توی زندگیتون نیفتاده؟تغییری در نحوه ی زندگیتون ایجاد نشده؟منظور از خطر چه نوع خطریه،خطر از حادثه خطر از اتفاقات طبیعی یا چیزهای دیگه؟قبلا در چه مواقعی همچین حسی داشتین؟
    سلام
    tamas جدیدا اتفاقی نیفتاده،و تغییری هم تو نحوه زندگیم ایجاد نشده
    منظورم از خطر بیشتر خطری مثل مزاحمت و تجاوز و خشونت و قتل هستش.این حسم فقط زمانی دارم که تنهای تنهای باشم یعنی اگر تو تاکسی ی نفر دیگه باشه اصلا ذهنم به این سمت نمی ره...
    از حوادث طبیعی یا زلزله نمی ترسم. قبلا هیچ وقت این حس رو نداشتم که کسی بخواد من رو به قتل برسونه یا بدزده......


    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاشي
    احساس نا امني اگه خودت ذاتا اينجوري نبودي مطمينا به يه عامل بيروني بستگي داره,يه چيز يا اتفاق كه اعتماد بنفستو كم كرده,يا واست استرس زا بوده,يا يه موقعيت كه تو ذهنت ملكه شده مثلا همين همدردي اگه زياد بري تو بحر اتفاقاي منفيش چي ميشه؟؟

    نميدونم تونستم منظورمو بهت برسونم يا نه

    اول اون عامل رو پيدا كن,اگه يه اتفاق بوده يا يه ادم يا هر چيز اول اونو از خودت دور كن

    شايد هم چيزي بوده كه خودتم نفهميدي اما ذهنتو خراب كرده و ترسوت كرده يه كم بهش فكر كن و پيداش كن مثلا در مورد من وابستگي به يه شخص خاص بود كه منفي بود و من حتا خودمم نفهميدم اما وقتي رفت اينجوري شدم

    موفق باشي
    ممنون نقاشی
    از اینکه تجربه خودت رو گفتی می گم که این حس نا امنی قبلا در من وجود نداشته ولی همیشه دختر محتاطی بودم ولی نه ترسو...قبلا ی مدت موقع خواب الکی می ترسیدم و نمی تونستم راحت بخوابم..بیشتر وقت ها خواب می دیدم ی مرد وحشتناک تو خواب دنبالم هستش یا بختک می افتاد روم،خیلی وقته که دیگه اون خواب هارو نمی بینم ومشکل خوابم کلا برطرف شده و راحت می خوام و گوش شیطون کر :) ببختک هم روم نمی افته...
    ولی تازگیا این حس ناامنی رو دارم ...و هی دارم می بینم که داره شدید تر و شدید تر میشه
    مثلا من سر کارم تا ساعت 8 شب هم شده مجبور شم بمونم وبه جزمن و حراست ودو سه نفر آقا کسی نبوده باشه تو ساختمون.
    ولی الان به محض اینکه حس می کنم اداره داره خلوت میشه و خانما رفتن تو فکرم می اد که الان مسئول حراست می تونه در ساختمون رو قفل کنه و منو اینجا گیر بندازه.بعد این فکر که می اد تو ذهنم ،انگار باورم میشه اونا متجاوزن و سریع وسایلم رو جمع می کنم که برم بیرون،چون یهو تصمیم می گیرم خیلی وقت ها از هولم خروج نمی زنم و یا مثلا مبایلم رو جا میزارم.
    اون مشکل که گفتی فردی مثل حامی رو از دست داده باشم ندارم...



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    نازنین جان

    دچار استرس شده ای ، اگرتداوم بیابد و همیشگی شود وسواس فکری میشه و اگر شدید شود فوبیا خواهد بود .

    بهتره یک چکآپ خونی اول داشته باشی . گاه کمبود آهن زمینه ترس هست . اگر از نظر فیزیولوژی بررسی شد و مشکلی نبود نیاز هست به یک روانشناس مراجعه کنی تا ریشه یابی شود و پیشگیری از بالا رفتن سطح آن صورت گیرد
    .


    .
    سلام فرشته مهربون ممنون که اومدی
    عزیزم من دیروز پستت رو خوندم و خیلی خیلی خوب شد که این پست رو زدی چون یادم افتاد قرار بود یک ماه بعد از خوردن قرص ها دوباره آزمایش بدم وبرم دکتر،آزمایشم رو نشون بدم،کمبود آهن دارم ....حالا دوباره می رم ببینم بهتر شده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    [color=#0000CD][font=Tahoma]نازنین جان خوب یادمه یه زمانی در جواب پست فکر کنم پاییزان بود که ترسیده بود مطلب قشنگی نوشتی...ارجاعت میدم به همون پستت.باید ببینیم اون موقعیتی که توش هستیم واقعا چقد خطر داره..
    اتفاقا بهار رفتم تاپیک پاییزان رو خوندم نمی دونم مشکلش بر طرف شد!آره راست می گی ..واقعا با خودم همین حرفا رو می زنم ولی نمی دونم چرا اون لحظه عقلم درست کار نمی کنه...و فکر می کنم واقعا خطرناکه و باید خودمو نجات بدم ولی بعدش به همین حرفایی که می گی می رسم.

    بهار ممنون از راهنمایی هات چشم انجام می دم همه اینکارها رو،آزمایش خون هم امروز دادم جوابش بیاد می رم دکتر نشون می دم ببنم کم خونیم بر طرف شده یا نه.قیافم مظلوم نیست زیاد...ولی راست می گی باید ی چهره باجذبه تو این شرایط به خودم بگیرم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده است .

    نازنین آریایی (دوشنبه 08 خرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 تیر 96, 19:57
  2. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  3. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.