سلام ساراجان .من هم حرفهای اقا عرفان را تایید می کنم و امیدوارم یه کمی صبر و محبت بیشتری را چاشنی احساساتت کنی و توکلت به خدا باشه. می دونم الان عصبانی هستی چون بعد اینهمه مدت دلیلی برای بی وفائی و بداخلاقی نمی بینی .منم همین مشکلو داشتم و تو بخش خشم(البته خیلی کلی و سربسته /چون واقعا حالی برام باقی نمونده بود بیشتر توضیح بدم /مطرح کردم )اولش از حرفها ی اقا عرفان خیلی دلخور شدم(باز جواب تو رو خیلی ملایمتر دادن).ولی وقتی یه کمی شرایط طرفمو در نظر گرفتم با توجه به اینکه حرفهای ما به جاهای حساسی هم کشیده شده بو دو یه هفته ای می شدباهاش قطع رابطه کرده بودم و و هنوزم هیچ رابطه ای نداریم حرف اخرشو تقریبا" دارم به فراموشی می سپارم .وبه نوعی با مشغول کردن خودم دارم از فکر پیله کردن ذهنی به این قضیه بیرون می یام. منم مثل تو تویه برزخی گیر افتادم که نمی دونم آخرش چی میشه .ولی میدونم جدایی چاره کار نیست و هر چی بیشتر بخواهی بهش توجه کنی بیشتر خوردت میکنه .واقعا" یه مدتی بگذار تو حال خوش باشه تا نتیجه سرمایه گذاری عاطفیت بعد اینهمه مدت هدر نره.برات ارزوی وفقیت و آرامش میکنم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)