30/2/1388
الان که حکم طلاق داره صادر میشه ، همسرم چراغ سبز ، برای تغییرات مثبت در زندگی از خودش نشون میده ،
به نظرتون اگر به همسرم یک فرصت دیگه بدم و دنبال ادامه دادگاه نروم ، بعدا پشیمان نمی شوم؟
طبق آنچه گفته اید شما تحت تاثیر احساسات شدید، و بدون دقت به همه معیارهای مهم و دخیل در ازدواج دست به انتخاب زده اید و صرفا به لحاظ احساسی كه برای شما پیش آمده سریعا تصمیم گرفته اید. لیكن كم كم كه امواج احساسی فرو نشسته است متوجه ضعفهایی در همسرتان شده اید. اما با جرو بحثهایی كه با او داشته اید نتیجه نگرفته اید و در نهایت با حمله ای كه به شما داشته اند ، ایشون را ترك كرده اید و روانپزشك او را مشكل دار شناخته و دارو داده است،لیكن او دارو مصرف نكرده است و اكنون كه متاركه كرده اید و كار به دادگاه رسیده اید او تمایل به تغییر نشان می دهد.
تا اینجا حداقل شما 50 در صد مقصر بوده اید، چرا كه این شما بوده اید كه چنین انتخابی را انجام داده اید. اما در حال حاضر نباید مجددا اشتباه مرتبه اول را نكنید. یعنی اینكه:
در انتخاب همسر صرفا از روی احساس شیفتگی و شیدایی بدون توجه به جوانب مسئله دست به انتخاب زده اید. (و این اشتباه احساسی بوده و مشكل ساز شده است.)، پس حالا نباید تحت احساس عصبانیت و ناراحتی دوباره یك طرفه و بدون توجه به جوانب دست به جدایی و طلاق احساسی بزنید.
راه جدایی و طلاق برای شما بسته نیست. لیكن در زندگی باید تلاشهای خود را جهت ساختن زندگی كامل انجام دهیم. اگر نتیجه بخش نبود سپس آخرین راه را برویم.
اما تلاشهای شما باید منظم و برنامه ریزی شده باشد. با جرو بحث و قول و قرار تنها مشكل حل نمی شود.
اگر تمام مسائلی كه در مورد همسرتان گفته اید دقیقا مصداق داشته باشد. او باید تحت درمان و مشاوره قرار بگیرد و در این مسیر شما هم به عنوان همسر باید به او كمك كنید و در كنارش باشید.
شما می توانید شرط پذیرفتن او را پیگیری درمان و پیشرفت در درمان قرار دهید.
مسئله احساس گناه وقتی سراغتون می آید كه بر اساس احساس انتخاب كنید و بر اساس احساس طلاق دهید و بعدا از اینكه تمام تلاشهای خود را نكرده اید پیشیمان شوید.
برای اینكه دچار احساسات منفی نشوید:
بهتر است كه هم اكنون راهكارهای منطقی را بكار گیرید.(مثلا شرط گذاشتن كه یك دوره فرایند رواندرمانی را ایشون طی كنند.)
نكته مهم اینست كه انتظارات شما از همسرتون و زندگی هم به نظر می رسد سطح بالا باشد. به هر حال در هر زندگی حتما نقاط ضعف عمده ای وجود خواهد داشت. كه اگر انرژی گذاشته شود بتدریج می تواند این نقاط منفی كاهش یابد..
خلاصه و نتیجه گیری:
در حضور بزرگان و نزدیكان، یا در محل دادگاه تعهد كتبی از او بگیرید كه به طور منظم در جلسات رواندرمانی برای بهبود زندگی شركت كند و تكالیف و اقدامات لازم را انجام دهد. همچنین در قبال زحماتی كه او برای زندگی می كشد، شما هم متعهد می شوید كه به جای جدل و بحث و دعوا،در كنارش باشی ، او را همراهی كنید و كمكش كنید كه ارتباطات مثبتی با هم پیدا كنید.
به او می گویید طی یك فرجه 6 ماهه تا یكساله اگر طبق مشورت با روانشناس بالینی ، جلسات مثمر ثمر نبوده و ایشون روی تعهداتشان نبودند آنگاه جدایی اجتناب ناپذیر خواهد بود.
پیشنهاد می دهم جلسات مشاوره را حتما با یك روانشناس بالینی (با توجه به مشكلات فردی همسرتون كه اشاره كردید)، شروع كنید و حتما شما هم در جلسات حضور پیدا كنید. چرا كه فرستادن یك طرفه او و عقب ماندن شما اولا موجب برانگیختن احساسات منفی در او می شود، ثانیا انگیزه تغییر را در او كاهش می دهد. همچنین تغییر مسئله لحظه ای نیست. و منتظر نباشید یك ماهه تغییر چشمگیری ببینید. اما اگر امیدوارانه و پرتلاش و مستمر جلسات را پیگری كنید ، از ساخته شدن زندگی به دستان خودتان لذت خواهید برد.
حتما در جلسات منظم شركت كنید، و حتما پس از 6 ماه هر راهی را انتخاب كنید،با احساسات مثبت خواهد بود و احساس گناهی در پی نخواهد داشت.
نكته: مسئله دوست داشتن تحت تاثیر عملكرد همسرتان اتفاق می افتد. رفتار ، گفتار و احساساتی كه او بروز داده است احساس محبت شما را كاهش داده است. اگر با تغییرات تدریجی او رفتار و گفتار و احساساتش كم كم تغییر كند متوجه می شوید كه مجددا به او علاقمند شده اید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)