به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: چگونه با همسرم رفتار کنم؟ (مشکل بر سر مسائل مالی و ...)

    دوباره سلام سارای عزیزم.
    امیدوارم که خوب باشی

    گفتی که:
    چند ماه بعد از عقد دوباره یکسری مسائل خیلی بهم فشار اوردند و تموم مسائل را نوشتم ، از کلاس که آمدم با اینکه میگفت الان صحبت نکنیم ولی خیلی آروم شروع به صحبت کردن کردم و ایشون هم حرفاش را زد چند ساعت با هم حرف زدیم ولی راجع به دو، سه تا مشکل و بقیه حرفا فرصتی براش پیش نیومد
    ساراجان، اگه سر موقع از همسرت بخوای که با هم حرف بزنین، انقدر تحت فشار نیستی که وقتی همسرت بگه الان حرف نزنیم، نتونی بذاریش برای بعد.و تو از فشاری که روت هست مجبور بشی توی اون موقعیت نامناسب حرفات رو بگی.

    خیلی خیلی بهت تبریک میگم که تونستی با آرامش حرفات رو بزنی.
    تجربه ی خیلی خوبی باید بوده باشه برات.

    سارا، جواب این سوالا (همه ی سوالایی که تا آخر پستم ازت پرسیدم) رو بیزحمت برام بنویس:
    1)با اینکه همسرت بهت گفت که الان موقعیت خوبی برای حرف زدن نیست، با این وجود، در خلال صحبتاتون، رفتار نامناسبی از همسرت دیدی؟ (مثلاً عصبانی شد؟ سرت داد کشید؟ صداشو بلند کرد؟)
    2)راجع به همون دو سه موردی که حرف زدین، نتیجه ی خوبی گرفتی؟ حرفاتون به جایی رسید؟ یا اینکه بازم در مورد اون موضوعات حرف داری که بهش بگی؟
    3)نوشتن مسائل، چه کمکی بهت کرد؟ خوب بود؟ بد بود؟


    یک مسئله ای که هست من همش میگم بهش نگم که ناراحت نشه ، میترسم با همسرم دعوام بشه، میترسم اینقدر از حرفام ناراحت بشه که بخواد بهم بی محبتی کنه،
    4)تا به حال اتفاقی افتاده؟ چیزی شبیه دعوا و ...؟
    5)فکر میکنی اینکه اتفاقی نیفتاده، به خاطر ملاحظاتت بوده. درسته؟

    چون ایشون درس هم میخونن من به خودم میگم الان زمان مطرح کردن این مسائل نیس ذهنش مشغول این حرفا میشه بزار فکر کنه همه چی خوبه و خوب درس بخونه ولی به خودم خیلی فشار میاد.
    اشتباهه این فکر.
    ایشون در درجه ی اول زندگیش باید اهمیت داشته باشه.
    بعضی مواقع این خود ماییم که چیزی رو در زندگی طرفمون براش اولویت درجه یک میکنیم. و خودمون رو (در مقام همسر) میذاریم اولویت های بعدی و پایین تر.
    سارا جان، نمیگم شب امتحانش بشین باهاش در مورد مشکلاتت صحبت کن. اما در مواقع عادی و در طول ترم که اشکالی نداره. نمیشه همه ی زندگی تعطیل بشه تا ایشون درس بخونه که. مطمئنم خودش هم اینو ازت نمیخواد. تو خودت توی ذهنت اینجوری خودت رو محدود کردی.


    در مورد خونه ی مادر شوهرت، اینجوری که تعریف کردی، خب به نظرم تو هر کاری که باید رو کردی.
    فقط،
    ذهنیت ِمنفی ساختن ممنوع.
    بذار رو این حساب که کلاً مدلشون اینجوریه.
    نه از دستشون دلخور شو نه منفی بافی کن. اونا دوستت دارن و برات احترام قائلن. اما واسه ی عروس دعوت کردن یه مقدار سرعتشون کمه. همین.


    در مورد آخر هم، متوجه فرق بین خرید و هدیه نشدم. بیشتر توضیح بده منم متوجه بشم:)




  2. 2 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (یکشنبه 28 خرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.