به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37

Threaded View

  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: از ازدواجم پشیمانم. احساس می کنم آمادگی ازدواج نداشتم! (افسردگی بعد از ازدواج)

    سلام دوست عزیز

    ببخشید من هیچ تخصصی در زمینه روانشناسی ندارم فقط نظرم رو میدم.

    اولا امیدوارم خدا خودش مشکلت رو حل کنه ازش کمک بخواه.

    من احساس میکنم که شما چون در زمان مناسب نه نگفتید خودتون رو درگیر و تحت یک نیروی جبری قوی می بینی که همه چیزو بهت تحمیل میکنه .
    این احساس تو کاملا عادیه البته بستگی به شخصیت آدمها فرق میکنه اما به نظر من در مورد شخصیتهای خیلی مستقل که خیلی سخت بنده و مرید کسی میشن و اغلب هم خودشون رو خیلی قبول دارن طبیعیه.
    شاید ازدواج شما خیلی هم عالی باشه اما متاسفانه به دلیل همین که خودت رو مجبور شده به این امر میبینی زیباییهاشو نمیبینی.

    سعی کن فکرتو عوض کنی ! هیچ نیروی جبری وجود نداشت و الان هم هیچ چیز رو از دست ندادی فقط اهدافت رو گم کردی .

    تو فراموش کردی که زندگی باید هدفمند باشه تا کسالت بار نشه وگرنه در بهترین شرایط آسودگی اگر هدفی رو دنبال نکنی برات زجرآوره.

    از همین حالا شروع کن. برای خودت اهدافی که میخوای رو تعیین کن. هر چیزی که هست: آرامشه، ورزش ادامه تحصیل تو یک رشته دیگه؟!

    هر چی که هست مهم نیست اولا ببین آیا اینا واقعا هدفن یا نه؟! یا جزئیات زندگین و تو اینقدر بزرگشون کردی!!

    تو کلیات زندگی رو با جزئیات قاطی کردی . اینکه من مجرد بودم با دوستام میرفتم بیرون و ... اینا جزئیات و چاشنی زندگی مجردیت بوده اما قطعا هدف غایی و نهایی انسان نباید اینقدر پایین و کوچک باشه. منظورمو فهمیدی؟

    ببین این داستان رو یکی از دوستای همین انجمن به من ایمیل کرد اگر خواستی بخون تا بفهمی منظورمو:

    داستان پروفسور



    به نظرم بزرگترین مشکل شما اینه که هدفمند نیستی . هر وقت هدفمند شدی اونوقت میتونی در مورد جزئیات زندگی هم تلاش کنی و سطح کیفی زندگیت رو بالا ببری. مثلا با خانمت حرف بزن و ازش بخواه تا یه موقعهایی تنهات بذاره ، یه وقتهایی بری استخر باشگاه .
    مگه چه اشکالی داره؟ برادر من تمام این کارا رو میکنه همسرش هم هیچ حرفی نداره.

    ایشالا که موفق باشی و خیلی زود رضایت از زندگی رو کسب کنی

    یادت باشه که اگر خیلی به سنگریزه ها اهمیت بدی هیچ جای خالی برای چیزای بزرگ باقی نمی مونه تو میمونی و یک دهه خوشگذرونی با رفقا بدون هیچ هدف و افتخاری!!!


  2. 6 کاربر از پست مفید yasa تشکرکرده اند .

    yasa (سه شنبه 30 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.