سلام اقلیمای عزیز
همیشه پست هایی که برای دوستامون تو این تالار میزاری رو میخونم و نظراتت رو خیلی قبول دارم و خیلی دوست دارم خانمی .
درکت میکنم عزیزم که نیاز به محبت بیشتری از طرف همسرت داری .منم قبلا خیلی این مشکل شما رو داشتم ولی الان خیلی کمتر شده خدا رو شکر .
یکی اینکه پذیرفتم که همسر من همینه و باید همین جوری دوستش داشته باشم .
چون در عوض محاسن دیگه ای داره که هیچ کدومش رو حاضر نیستم از دست بدم تا در عوض این مشکلم حل بشه .این طوری احساس آرامش بیشتری داشتم .
اما چی کار کردم ؟
یکی اینکه همون طوری که دوست داشتم اون با من رفتار کنه خودم باهاش رفتار میکردم .
محبت بدون توقع
بهش محبت میکردم بدون اینکه از اون هم توقع داشته باشم که اونم مثل من همون قدر بهم محبتی که من میخوام بکنه . ( اوایل خوبه ولی کم کم خسته میشی ولی باید تحمل کنی تا پروژه تموم بشه)
مثلا خیلی دلم میخواست همسرم گاهی اوقات در طول روز بغلم کنه ، بوسم کنه ، بهم بگه عزیزم ، جونم ،...
خودم همه این کارا رو کردم ، وقتی پشت کامپیوترش نشسته بود از پشت بغلش میکردم و میبوسیدمش ، همیشه تو حرفام عزیزم و ... سعی میکردم به کار ببرم تا اونم یاد بگیره
وقتی از بیرون میومد یا میخواست بره بیرون حتما بغلش میکردم و بوسش میکردم یا خودم که میخواستم برم بیرون اول بوسش میکردم .طوری که الان دیگه کاملا برامون عادت شده .
بالاخره اونم یاد گرفته ، خیلی اوقات بیشتر از من این کارارو میکنه و منم خوشحالیم رو بهش نشون میدم .
عزیزم باید به همسرت محبت کنی بدون اینکه ازش توقع داشته باشی تا به مرور زمان یاد بگیره .
ولی اون نباید بفهمه که تو سعیت اینه که به همسرت یاد بدی .بزار اون فکر کنه فقط از دوست داشتنه .چون خودت هم لذت میبری عزیزم .
باید تلاش کنی اگه واقعا میخوای که تغییرش بدی . غیر مستقیم بهش یاد بدی .
اگه فقط ازش بخوای که تغییر کنه اون تغییر نمیکنه، چون نمیدونه ، چون بلد نیست، چون به غرور مردونش بر میخوره ....
موفق باشی عزیزم









)
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)