دختر بهار گرامی، یکی از راه هایی که منو به درک و باور خدا رسوند علاقه یی بود که به مباحث ستاره شناسی و علوم فضایی داشتم.
عظمت خلقت و شفتگی های رمز و راز این آفرینش منو خیلی تحت تاثیر قرار داده بود.
نظمی که در عین بی نظمی وجود دارد، فرمول ها و قوانین ثابتی که از لحظه ی تشکیل کائنات در میلیارد ها سال پیش به وجود آمد و تا آخرین لحظه هم برقرار خواهند بود، نشان بارزی از حضور یک قدرت ذیشعور و خلاق هست.
شما اگر وارد بحث های مربوط به آناتومی اندام انسان بشید یا مراحل رشد یک جنین رو مطالعه کنی و نظم حاکم بر تقسیم بندی سلول ها رو بررسی کنی میبینی که چقدر عظمت و شگفتی در هر یک از این موارد وجود داره.
بی خدایان این ها رو به قدرت طبیعت نسبت میدن، یعنی میگن حتما لازم نیست باور کنیم خدایی وجود داره، اینکه خالقی نشسته و همه اینها رو طراحی کرده باشه یک نوع توهمه!، همه ی این اتفافات حاصل یک سری کنش و واکنش های طبیعی هستش، که تصادفا منجر به جهانی شده که الان میبینیم.
در حالیکه پیگیری مسیر خلقت جهان از نخستین لحظات تشکیلش تا امروز نشون میده که یک جور طراحی و چیدمان شعورمندانه و منطقی پشتش هست.
به علاوه اینکه در همان نخستین لحظات آفرینش تمام قوانین و اصول هستی تعیین و برقرار شده، قوانینی مثل جاذبه، اینطور نیست که طبیعت در طول این میلیاردها سال شروع به تدوین قوانین بر اساس نیازهاش کرده باشه، چون اگر اینطور بود قطعا احتمال اینکه نخستین انفجار بعد از حدود 14 میلیار سال منجر به تشکیل موجودی مثل انسان بر روی سیاره یی مثل زمین بشه لا اقل از نظر منطق خیلی بعیده، ممکن بود قبول کنیم که سعی و خطاهای طبیعت این فرصت رو داشته تا موجودی تک سلولی مثل باکتری رو بوجود بیاره، که زنده است و تولید مثل میکند،یا حتی ممکن بود منجر به تشکیل سیاره ایی سبز و آبی و زیبا مثل زمین بشه، اما تشکیل موجودی هوشمند مانند انسان خیلی بعیده.( با توجه به پیچیدگی های اندامی و مغزی)
می خوام بگم اینجا عقل فقط یه چیز رو میتونه قبول کنه، وجود قدرتی ذیشعور که با خلق قوانین و اصول و باید ها و نبایدها طوری برنامه ریزی کرده که برخورد اولین نوترونها در نخستین لحظات خلقت بعد از میلیاردها سال منجر به پیدایش موجودی به نام انسان شده و الان من و شما بدون اینکه هم رو ببینیم و بشناسیم از طریق کابل های زمینی و امواج هوایی با هم در ارتباطیم و در مورد یک خالق و قدرت برتر یعنی خداوند صحبت می کنیم.
من الان سعی کردم بگم که چطور خودم شخصا فارغ از صحبت های دیگران به باور قلبی مبنی بر وجود خدا رسیدم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)