سلام ارزو جان
اول از همه فکر میکنم باید دیدت رو کمی تغییر بدی.تحصیلات و زبان انگلیسی و ....خوبه.رتبه دو رقمی داشتن خوبه/اما یادت باشه شما در درجه اول باید همسر خوبی باشی و بعد یه دانشجو موفق.
خانومی رو میشناختم که جراح و دندانپزشک بود اما بلد نبود یه برنج ساده درست کنه....باور کن سر 6 ماه همسرش طلاقش داد و تموم شد و رفت.
حالا که شما الحمدالله در تحصیل موفق بودی و هستی چقدر عالی میشه که در کار خانه و کدبانوگری هم موفق باشی .اونوقت میشی یه خانوم تمام عیار.
اگر زن کدبانو باشه..آشپزیش خوب باشه....خونه داریش عالی باشه اونوقت خیلی خیلی راحت میتونه همسرش رو بگریه توی دستش....پس ببین خیلی هم خانواده همسرت بی راه و غلط نمگین.
هنر یه زن همسرداریشه...جایی شنیدی مثلا بگن هنر زن داشتن رشته تحصیلی خوب و نمرات عالی در دانشگاهه؟
از اینا گذشته
خوب ب..بله..یه چیزایی برای یه سری خانواده ها ارزشه و یه چیزایی هم نیست....این برمیگرده به اختلاف فرهنگ.که در همه خانواده ها هست.بهش حساس نباش.
اگر شما در امور منزل هم موفق باشی دیگه در این مورد چیزی نمیگن.
این حق شماست که پی گیره علایق و خواسته هات باشی اما یادت باشه مهم ترین وظیفه شما الان همسرداریته.
که متاسفانه در هیچ دانشگاهی الان این درس مهم زندگی تدریس نمیشه
یه موضوع دیگه اینکه خوب تا اونجایی که من میدونم خانومهای ترک بسیار بسیار کدبانو هستن و این کار رو کمی برای شما سخت کرده
اشکالی نداره.یکسال و نیم زمان زیادی بوده.باید مهارتهای خودت رو ببری بالا.از تو همین اینترنت خیلی چیزای خوب و متنوع میتونی یاد بگیری...میتونی بدون اینکه خانواده همسرت بفهمن یه کلاس آشپزی خوب ثبت نام کنی.سریع راهت میندازن
این رفتارهایی که از مادر شوهرت گفتی طبیعیه...همه مادر شوهرها از جهیزیه عروسها ایراد میگیرن ! مگر به ندرت...
همه مادر شوهرها دختراشونو تو سر عروساشون میزنن....
باید چشمت رو رو به برخی مسائل ببندی...
ببین حالا که شکر خدا زندگی خوبی داری...همسر خوبی داری...خواهرشوهرهای خوب یداری از این مارد شوهر فاکتور بگیر و نذار یه ناخوشی همه لذتهای زندگیت رو خراب کنه
خوب مسلمه نباید از مادر همسرت چیزی به شوهرت بگی...
در مورد امر و نهی کردن هاش بهت حق میدم...هرکسی باشه ناراحت میشه.اما بهتره تاییدش کنی و بگی بله مادر جون..حق با شماست...اما کار خودت رو بکنی....حتی بهش بیشتر محبت کن....غذاییی درست میکنی براش ببر....
هرچند وقت یکبار مثلا هر 6 ماه یکبار براش یه شاخه گل بگیر...گهگدار در کارهای منزل کمکش کن...اما با حفظ ارامش و خونسردی....حتی یه زمانایی ازش راهنمایی بخواه....مثلا بگو مادر جون فلان غذا رو چطور بپزم....
باید یه دید ساده بهش داشته داشته باشی....مسئله رو برای خودت سخت نکن...چون معلوم نیست تا کی باید اینجا باشید.
از طرفی هم به همسرت کمک کن تا زودتر پولاتونو جمع کندی و برید یه جای دیگه.
وقتی همسرت از سرکار میاد و باید بره اول به اون سر بزنه احتمالا مثلا مادرش براش چایی میریزه...شما هم کیک خوشمزه درست کن (دستورش فراوونه تو اینترنت) براشون ببر...و خودت برگرد بالا....بذار این حساسیت کم بشه
هرچقدر حساس باشی بیشتر بهت فشار میاد و بیشتر ناراحتت میکنه
خونه چند متره؟بالا که شما هستید یه اتاقه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)