سلام رازقی جان خوبی؟
این فونتت چیه؟یه جوریه..
تو همون تاپیکی که پاییزان عزیز گذاشت یا تاپیک بعدیش به این نتیجه رسیدیم که ما ازدواج نمیکنیم تا خلاء وجودمونو با شخصی به نام همسر پر کنیم..پس اگه رازقی احساس عدم امنیت میکنه باید این مسئله رو شخصا برای خودش حل کنه بعد تصمیم به ازدواج بگیره..
اینایی که گفتی مصداق عینی پرخاشگریه...به شدت باید روی این موضوع کار کنی و به سمت رفتار جرات مندانه سوقش بدی..خلاصه رفتار جرات مندانه اینه که من حرفم رو با احترام میزنم و به طرف مقابلم حق میدم بپذیره یا نه.دعوا نمیکنم ولی مثلا رانندگی میکنم بوق زیاد میزنم، کسی توی ماشین نباشه عصبانی بشم فحش میدم، به بوکس علاقه ویژه دارم، تحمل اینکه کسی بیاد توی حریمم، بهم توهین کنه یا بخواد حقمو بخوره و فکر کنه من نفهمیدم به هیچ وجه ندارم، به هر روشی که بتونم واکنش نشون میدم... اول از مجرای قانونی و بعد حرف و بعد دعوا...
معمولا رفتار پرخاشگرانه نشونه ضعفه.یعنی کسی که پرخاشگره احساس ضعف یا نا امنی میکنه و برای محافظت از خودش پرخاشگری میکنه.
پس باز رسیدیم به نکته اول که باید احساس عدم امنیتت رو برطرف کنی.
زمانی که این مسائل حل بشن خیلی راحتتر میتونی بُعد زنانه خودتم تقویت کنی.یعنی میتونی زن باشی زنانگی داشته باشی اما جرات مند هم باشی چون این دو منافاتی با هم ندارن.حتی مکمل همند.
اینا رو انجام بده تا بعد برسی به مرحله انتخاب همسر..
تو این زمان اگه مراحل بالا رو درست رفته باشی معیارات متعادلتر شدن..و با توجه به اینکه تا حد زیادی روحیه حمایتگری در ذات اغلب اقایون وجود داره با کمی شناخت میتونی کیس مورد نظرتو انتخاب کنی.
چون الان به اندازه قبل احساس ناامنی نمیکنی که نیاز به حمایتگری فوق العاده بالا داشته باشی.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)