سلام عزیزم .
ممنون از لطفت . راستی آدرس وبلاگ پسرمو از کجادیدی؟؟ خوشحال میشم نظر بدین.
1- خونه اجاره ایه- شوهرم
2- هزینه های بچه رو شوهرم -گاهی من
3- کارمند بیمارستانه- خرج و مخرج خورد و خوراک رو میده. واسه بقیه چیزا میگه پول ندارم!!!
4- حقوق من زیاد نیست. مال اونم کفاف نمیده تا آخر برج.البته اگه برنامه ریزی کنه خوبه.که اون اهلش نیست ومنم که میگم اصلا گوش نمیده.جدیدا هم اصلا نمیگه چقد حقوق میگیره و چیکار میکنه. منم نمیپرسم وقتی نمیگه. به من اصلا پول نمیده واسه خرید . به زور و هزار کلک باید ازش پول بگیرم.واسم هم چیزی نمیخره.
5- 6 ازدواج ما کاملا سنتی بود. یعنی باباش و مامانش منو دیده بودن و پسندیده بودن . به پسرشون گفته بودن .آمدن خواستگاری.من جلسه اول خواستگاری شوهرمو دیدم. بعد که چند جلسه باهاش صحبت کردم ازش خوشم آمد. دروغ و ریا نداشت.مومن و خوب بود. صادق و مهربون. چند تا شرط هم داشتم که بهش گفتم.کلا فرد معیارهام بود. اوایل زندگی که مادر و پدرش دخالت نمیکردن خیلی دوسم داشت.کم کم با دخالتهای اونا و بحثهایی که پیش میآوردن دوس داشتن من کم رنگ شد.
7- آره من خودم رو کاملا مستقل میدونم. اعتماد به نفسم هم بالاست. شوهرم از این موضوع خوشش نمیاد.دوس داره بهش وابسته باشم.
8- نه زیاد. البته همیشه در مقابل خطاها چشممو بستم و سکوت کردم.یعنی وقتی میبینم کاری اشتباه انجام میده و هر چی میگم به حرف گوش نمیده دیگه حوصله کل کل ندارم .سکوت میکنم. میگم خودش بلاخره میفمهمه. یا گاهی توقعاتمو که بر آورده نمیکنه هیچی نمیگم ( با خودم میگم: یعنی خودش نمیفهمه!!! هزار بار گفتم .حالا دیگه چی بگم؟؟؟)
9- آره از همون اول بی مسولیت بود .توقع داشت هیچ کاری انجام نده.1 سال آبگرمکن خراب بود.دست نزد. فکرشو بکنین من چه سختی ای کشیدم. میگفت این دیگه درست نمیشه.اما بعد با نیم ساعت وقت درست شد. بی خیاله. خیلی. تو خونه خودشون همه کار میکنه. از همون اول تنبل بود. البته متوجه میشم خیلی از کارها رو بلد نیست نمیخواد بگه واسه همین میمونه.
10- اوایل هر کی اشتباه میکرد. اما جدیداً همش من پیشقدم میشم.(البته بعد یکی دو روز و از سر اجبار ) آقا مثل بچه ها قهر میکنه . و دس به سیاه و سفید نمیزنه.
امیدورام جواب هام کامل باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)