سلام گل خانوم
اصلا ناراحت نشو خانومی شوهر من هم همینطوره.همین دیروز گفتم افطار درست می کنم بریم بیرون 2 ساعت نشد گفت زنگ می زنم خالم و خواهرم هم بیاین .البته ما بچه نداریم و 5 سال ازدواج کردیم منم مخالفت نکردم تازه همه کارها رو هم خودم انجام دادم .عزیزم اوایل زن و شو هر بیشتر با هم میرن ولی بعد یک مدت از تنهایی خسته می شن .
جالبه بدونی منم زیاد دوست ندارم تنهایی پیک نیک برم .اگر دقت کنی می بینی که توی پارکها چقدر خانواده های شلوغ 10یا 15 نفره با هم می یان سعی کن خوش باشی.اما قبول دارم که آدم یک روزهایی می خواد تنها باشه .
سعی کن آدمهای که با هاشون پیک نیک می ری رو عوض کنی مثلا یک بار خانواده شوهر -یک بار خانواده خودت -یکبار دوست-یکبار هم تنهایی.ثابت با یک گروه نرین بهتره .
فکر نکن که همسرت بهتون علاقه نداره اصلا اصلا اصلا اینطور نیست .بعضی شخصیت ها از تنهایی گریز دارند همسر منم اینطوریه.
در ضمن خودت رو خیلی وابسته به همسرت نکن .دلبسته همسرت باش .بزار یک جاهایی واسه خودشون باشه .شک شیطانه نزار در وجودت رسوخ کنه بهشون اعتماد کن .
شاد باشی





علاقه مندی ها (Bookmarks)