درود به همه.
آقا حامد اول از همه چیز ممنون بابت زحمتی که کشیدید و تاپیک رو تغییر نام و به بخش مربوطه انتقال دادید.
توضیح اضافه: من در خانواده ای چهار نفره زندگی میکنم. پدرم مهندسی دقیق، ریاضی دانی تیزهوش و مادرم خانه دار و فوق العاده با ملاحظه و مهربان است. در طول عمرم تا حالا ندیدم مادرم کاری کرده باشد یا حرفی زده باشد که پدرم دلخور شود. هرگز ندیدم پدر و مادرم دیگری را "دروغگو" خطاب کند یا سر موضوعی بحث جدی کنند. همین مسئله (خانه دار بودن و باملاحظه بودن مادرم) یک عامل موثر در تربیت و ذهنیت من از "همسر آینده ام" تشکیل داده. شاید همین موضوع باعث شده که هضم "شاغل" بودن همسرم برایم مشکل باشد چرا که این موضوع برای من نسبتاً بیگانه بود که بعد از صحبت با پدرم در همین چند روز گذشته متوجه شدم که شاغل بودن زن میتواند مفید هم باشد (مثلاً بعد از مرگ شوهر، خانم بیوه میتواند از پس خودش و فرزندان بربیاید و به عبارتی بلاتکلیف یا باری بر دوش سایرین نباشند) - بگذریم..
آقا حامد حقیقت را بخواهید من انسانی شک گرا هستم و خودم را به هیچ دین یا مذهبی متعلق نمیدانم. لذا من قادر به اختیار کردن همسری مسلمان نیستم. با توجه به اینکه فرهنگ دیگر جوامع (غیر مسلمان) با دیدگاه من تا حد زیادی متفاوت است، لذا من نیازمند این هستم که حسادت خودم را از حد تعصب به حد معقول "غیرت" تغییر بدهم. منتها نمیدانم چه مقدار حسادت قابل قبول است و چه مقدار حسادت غیر قابل قبول و افراط!. یا لااقل مایلم بدانم چطور میتوانم حسادتم را کنترل کنم تا بیش از اندازه طرف رابطه ام "زندانی" خواسته های من نشود؟چون از نوع پوشش و چت و ... صحبت کردی، باید بگویم که به این مسئله هم باید دقت کنی که با کسی ازدواج کنی که از نظر فرهنگی و مذهبی و سطح فکر با شما هماهنگ باشد. ممکن است یک دختری دوست داشته باشد لباس های باز بپوشد و این باعث شود شما اذیت بشوی و حسادت تحریک بشود. در اینجا مشکل از شما نیست. مشکل از این هست که شما و اون دختر دید متفاوتی راجع به پوشش زن دارید و اگر با این دید متفاوت با هم ازدواج کنید، در این زمینه به مشکل برمی خورید.
همینطور در رابطه با چت با پسرهای دیگر. این بر می گردد به نوع دید شما و اون دختر خانم راجع به روابط با جنس مخالف که باید قبل از ازدواج راجع به همه این مسائل صحبت شود.
از کودکی (کمتر از 5 سالگی) بصورتی ذاتی همینطور بودم. حتی دوست نداشتم در عروسی های فامیل مادرم در رقص کردی شرکت کند، هر چند که مردان و زنانی که در رقص کردی هنگام عروسی شرکت میکنند همگی فامیل هستند. با اینکه چند سال بیشتر سن نداشتم اما از مادرم خواهش میکردم که شرکت نکند، حتی به قیمت له شدن انگشتان پام!باید تشخیص بدهی این حسادت علتش چی بوده. طبیعی هست؟ یا اینکه راجع به مسائلی حسودی می کنی که صحیح نیستند و قصد داری همسرت رو محدود کنی و آزادی هایش رو ازش بگیری و کنترلش کنی و ...
نمیدانم چرا اینطوری هستم :-(.
یکی از دلایلی که اینجا هستم این هست که شنیدم در منزل "ت" به من بخاطر طرز تفکرم در رابطه با طرز پوشش و شاغل بودن "همسر آینده ام" خندیده اند. همین مسئله باعث شده که من ذهنیتی داشته باشم که واقعاً من مشکلی دارم که نیاز دارم آن را برطرف کنم...
علت حسادتم در رابطه با معشوق سابقم: راستش رو بخواهید اول از همه چیز: احساس استرس برای از دست دادن او، احساس استرس از اینکه او وابسته دیگری شود، احساس اینکه طرف صحبتش مشتاق معشوفه ام شود، احساس اینکه رقیبی پیدا کنم که برایم قابل قبول نیست.
همانطور که بصورت ذاتی از بد و بیراه گفتن در حضور کودکان یا ظلم به انسانی بی دفاع بیزارم، بصورتی ناخودآگاه از ارتباط کسی با معشوقه ام دچار ناراحتی میشوم.
اما احساس میکنم روزنه ای امید وجود دارد که ذهنیتم تغییر کند. مثلاً از وقتی که توجیه شده ام که سر کار رفتن خانمها واقعاً میتواند جنبه ای مثبت داشته باشد، دیگر مخالف شاغل بودن همسر آینده ام نیستم. شاید اگر در سایر موارد هم توجیه شوم تعصبم فروکش کند... شاید :-).
یک درخواست: آقا حامد سعی کردم یک موضوع را بصورت خصوصی با شما در میان بگذارم اما نتوانستم برای شما پیام خصوصی ارسال کنم. یک مسئله است که جنبه اخلاقی آن را میخواهم با شما در میان بگذارم و مشورت بگیرم. آیا کسی میتواند در این زمینه کمکم کند؟ مایل هستم موضوع بصورت خصوصی باقی بماند. ممنون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)