به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 79

Threaded View

  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: دلنوشته های من

    .


    سلام ، من فقط تحلیل های خودم و برداشتم رو از پست شما عنوان می کنم ، با توجه به آنچه که در تالار آموخته ام و توانستم زندگی ام را از یک قدمی طلاق به وصل و کیفیتی بالا و مطلوب برسونم




    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348



    قبل از اینکه وارد سایت بشم با دخترم باز تماس گرفتم، ایندفعه گوشی رو برداشت.

    اینکه قبلا بر نمی داشت و الان بر می داشت ، نوعی بازی روانی هست ، یعنی با دست پس میزند و با پا پیش می کشد ... خانمتون هم می خواد آشتی کنه و هم نمی خواد خودش بیاد جلو و یه جاهایی هم از روی لج بازی می خواد طلاق بگیره



    تولدش رو تبریک گفتم، گفتم امشب تو ومامانت میاین بریم شب بیرون؟

    بهتر هست از این به بعد به جای اینکه ازشون بپرسی میایید و یا اگه بیایید بگویید:
    ای کاش امشب می شد من و تو مامان با هم باشیم و سکوت
    چقدر دلم می خواست شب تولدت در کنار تو و مامانت می بودم ولی حیف و سکوت




    گفت چرا وقتی تولدمه یاد من میافتی؟(!)

    چون دوست دارم ، چون تو قشنگترین دختر روی زمینی ، چون مامان خوبی مثل مامانت تو رو به دنیا آورده ، آخه روز تولد تو بهترین روز زندگی من هست ، چون وقتی به دنیا اومدی عشق و علاقه من بین تو مامانت بی نهایت شد

    گفتم من که همیشه یادتم بابا، کلی بهت زنگ زدم کلی اس ام اس دادم،

    اصلا و بی هیچ عنوان فعلا نگو این کار رو کردم شما جواب ندادی ، شما نخواستید
    دقت : بکار بردن جملات با بار منفی ممنوع



    گفت همش 3 تا،

    شما بگو : آخ بمیرم که اینقدر من زنگ میزنم ، توی خیالم با تو حرف میزنم ولی مخابرات نشون نمیده



    گفتم بیا گوشی منو ببین کلی اس ام اس دادم که چطوری؟کجایی؟خوبی؟اینا به دستت نرسیده؟


    اصلا بازخواست نکن ، ولو با مهربونی ، بذار اعتمادشون به تو جلب بشه چون : تو اونها را دوست داری ، چون تو دلت می خواد زنت و دخترت بیایند پیش تو



    بعد گفتم مدرستو عوض کردی؟گفت نه قرار بود نامه بدی تا بتونم عوض کنم، گفتم من که نامه رو دادم، همون خرداد ماه هم دادم، الان نامه تو پروندته، مگه نرفتی تا مدرسه رو عوض کنی؟

    این مدرسه عوض کردن بهانه هست ،




    گفت نه،
    اگر اونقدر براش مهم بود ،مرتب خانومتون پیگیری می کرد ، می بینی شما رفتی طبق خواسته اونها نامه رضایت داده ای ، اما اونها اصلا پیگیری نکردند ، یعنی مدرسه عوض کردن در الویت نبوده


    گفتم ببین همین میشه وقتی با من حرف نمیزنید بعد این مسائل هم پیش میاد،

    بهتر هست بگویید: کاش به من می گفتید تا من اون جوری که شما دو نفر تو و مامانت خوشحال و راضی هستید ، براتون کاری انجام می دادم ، آخه من شما دوتا را دوست دارم ، و می خواهم توی آرامش باشید و خوشحال



    من که بهت گفته بودم اجازه میدم مدرستو عوض کنی، حالا هم به مامانت بگو تا دیر نشده اقدام کنه.

    همسرت دخترت رو واسطه کرده واسه اینکه با شما حرف بزنه ، شما دخترت رو واسطه نکن
    بهتر هست بگویی: عزیزم مامان هست که باهاش در این مورد صحبت کنم ، ببینم مشکلی هست که من بتونم رفعش کنم ف کمکی نمی خواد ( سرشار از عاطفه سخن بگو )



    قرار شد وسایل اتاقش هم براش بفرستم به شرطیکه خودش بیاد و وسایلش رو جمع و جور کنه، البته این قرار پارسال هم گذاشته شد.


    یعنی چی؟
    یعنی دخترت بیاد از خونه خودتون بره ؟؟؟؟؟؟؟؟
    خودت داری می گی این قرار پارسال هم بود ولی عملی نشد ، اینها بازی هست ، سعی کن درست بازی کنی

    بهتر است بگویی: آخی ، می خواهی آخرین یادگاری هایی که از تو دارم رو هم ازم بگیری ، اون وقت من باید با دلتنگی تو و مامان بسازم ... چقدر سخت میشه ... تو و مامان رو که نمی بینم ... وسایلتون رو هم که بردید ....کاش می شد شما رو اینجا پیش خودم داشتم ، کاش می شد شما رو هرروز می دیدم
    ولی حالا که تو مامان می خواهید ، من مجبورم پا روی دلم بذارم ...





    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348


    دخترم گفت قبل از این اگر قبول می کردی تو باعث این مسائل شدی می اومدیم اما الان دیگه نمیایم.

    بهتر هست بگویی: آخ آخ آخ ، می دونم خودم که دیر متوجه شدم ، می دونم اگه قبلا قبول می کردم .... می دونم عزیزم ، می دونم دخترم... ولی افسوس که الان دیگه کاری از دستم ساخته نیست ، الان که دارم شما دوتا رو از دست می دهم تازه متوجه شدم .... حیف شد .. حیف شد ... آخه من شما دو نفر رو خیلی دوست دارم


    آخه تو حرفاش گفت که تو باعث این مسائل شدی، گفتم باشه اگر تو و مامانت اینطور فکر می کنید قبول حالا چطوری باید جبران کنم؟

    اینجا رو خوب اومدی



    گفت یعنی خودت هنوز قبول نداری اشتباه کردی؟
    گفتم ، چرا هر کسی تو زندگیش اشتباه می کنه، اما من چه اشتباهی کردم که باعث این مسائل شده، مامانت بیاد بهم بگه.

    ببین این یعنی چراغ سبز خانومت ، چون همسرت داره از طریق دخترتون با شما ارتباط برقرار میکنه ، اما شما اینجا نباید بگی من چه اشتباهی کردم ، مامانت بیاد بگه
    ببین شما باید 50 درصد اشتباهات خودتون رو بپذیرید
    پس لزومی نداشت اشتباهات ایشون رو گوشزد کنید ... ما اصلا به اشتباهات خانوم شما کاری نداریم
    شما روی خودت متمرکز شو

    بهتر است بگویی : آره عزیزم قبول دارم اشتباه کردم ، ولی عمدی که نبوده ، از روی دوست نداشتن شما نبوده که ، از روی ناآگاهی بوده ، الان هم نمی دونم چه جوری می تونم اشتباهم رو جبران کنم .. کاش می دونستم ، کاش زمان به عقب بر می گشت ، کاش یه راهی بود که من می تونستم اشتباهم رو جبران کنم


    حالا این گوی این میدان
    چند مرده حلاجی؟
    می خواهی زندگی ات درست بشه؟
    می خواهی 12 سال زندگی مشترکت بشه 42 سال ؟
    می خواهی باز هم برای دخترت پدری کنی؟
    می خوای تکیگاه همسرت باشی؟
    پس غرورت رو درست و به جا بشکن ، سعی کن دل همسرت رو بدست بیاری تا اول اون خانواد رو داشته باشی ، بعد سعی کنی زندگی ات رو بسازی تا کیفیتش بره بالا

    کاری که هر انسان باهوشی انجام میده















  2. 9 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه 21 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.