به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 شهریور 98 [ 04:45]
    تاریخ عضویت
    1391-1-27
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    8,142
    سطح
    60
    Points: 8,142, Level: 60
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    111

    تشکرشده 98 در 58 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من و شوهرم هیچ تلاشی برای درست شدن زندگیمون نمی کنیم و روز به روز وضعیت بدتر میشه

    سلام آقای مدیر ممنون که اومدین اینجا...خیلی خوشحال شدم به نظر خودم اینکه نمیتونم گذشته ی تلخ رو از یاد ببرم تو الویت مشکلاتمه. من اعتمادم رو از دست دادم و نمیتونم دیگه برگردونم و بهش اعتماد کنم چون چندین بار گذشت کردم و دوباره اعتماد کردم ولی شوهرم درست نشد. بازم ممنونم ازتون. بهار عزیز من خودم شاغلم واسه همین شوهرم هیچ وقت از نظر مالی بهم رسیدگی نمیکنه و تمام خریدهای خودم بر عهده ی خودمه.اوایل تمام حقوقم تو خونه خرج میشد ولی به خاطر قدرنشناسی شوهرم کمتر شده اون حتی یه سرویس طلایی که برام گرفته بود رو به خاطر وام برادراش فروخت.الآن خونه ی پدرم هستم قهر نیستم ولی آشتی هم نیستیم.البته ما هیچ وقت درست و حسابی باهم حرف نزدیم چون آخرش دعوا میشد واسه همین با مسیج حرفامو میزنم.شوهرم منو دوست نداره و احساس میکنم از اول هم دوست نداشته چون وقتی دخترایی که قبلا میخاسته رو میبینم میفهمم که اون ازم خوشش نمیآد من متفاوتتر از اونی هستم که شوهرم میخاست و به خاطر همین منو مقایسه میکرد اون بیشتر به ظاهر اهمیت میده آرایش آنچنانی و لباس آنچنانی و مخالف حجابه البته اینارو که میگم تو بیرون از خونه بیشتر میخاد در صورتی که تو این دو سال یه لباس واسم نگرفته به غیر از عروسی که مجبور بوده.شوهرم دوستم نداره و اون فقط میخاست مقوله ی ازدواجشو زودتر ببنده و چون از چندنفر جواب رد شنیده بود و میدید من رد نمیدم منو انتخاب کرد و خودش هم میدونه اشتباه کرده ولی نمیخاد این زندگی رو تمومش کنه چون میترسه که همه بگن چرا؟؟ همه که منو یه خانم خوب میدونن به نظرم زندگی که طی دوسال توش عشقی به وجود نیامده باید تموم بشه ولی مجبور به ادامش هستیم.اگه عشقی بود شوهرم با من این کارارو نمیکرد اگه منو میخاست دو ماه بعد عقدم متوجه رابطه اش با دخترای دیگه نمیشدم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید etemade shekaste تشکرکرده است .

    etemade shekaste (پنجشنبه 19 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.