پرديس عزيز
پست اخرت منو هم به همين نتيجه رسوند كه تنها ترس تو باعث اين احساست شده
و برعكس به جاي شناختن ترست و كشفش سعي ميكني يك قدم جلوتر از ترست راه بري و باهاش رو به رو نشي
به نظر من كه ازدواج, بچه دار شدن و حتا خيلي از كارهاي زندگيمون يه فرمول كلي كه بشه براي همه به كار برد نداره كه حالا بخواي طبق همون پيش بري و چون نشده پس عقبي و دنبال كاتاليزور هستي!!!
يه كم از ترسهات بنويس و بزار با همه اونها كنار بياي
من هميشه تو زندگيم تو دل ترسهام زدم ونتيجه مثبتشو ديدم
مقايسه كردن مطمينا ترست رو بيشتر و اعتماد به نفستو كمتر ميكنه
مشكل اينجاست كه فكر ميكني بايد از صفر بسازي و فكر نميكني با اين همه تجربه در ازدواجت و جدايي و... شايد از خيلي ها جلوتري
اينارو فراموش نكن
موفق باشي








علاقه مندی ها (Bookmarks)