دل سوخته، مصنوعی بودن رو در مورد شکرگزاری گفتم. گرچه در مورد اعتماد به نفسم هم همین طوره.
در مورد دوستام باید بگم که واقعا دوستای خیلی خوبی دارم. البته یکی از دوستام همیشه با شوخی ایرادامو به رخم می کشه و حتی بعدش می گه که با این وضعیت شوهر گیرم نمیاد. (با این که از همه مشکلاتم به خاطر لباسایی که پیشش پوشیدم خبر نداره!) من هم همیشه به این شوخیاش خندیدم و حساسیتی نشون ندادم. ولی می دونم که حرفاش واقعیته. خیلی هم دوست خوبی برام بوده و خیلی جاها (حتی ناخواسته) کمکم کرده.
(این چیزایی که در مورد این دوستم گفتم اصلا به این خاطر نیست که روی حرفش حساس شده باشم یا ازش دلگیر باشم. فقط چون دل سوخته عزیز اشاره کرد منم مطرحش کردم.)

اندیشه 22، من چه طور می تونم کاری کنم که دیگران متوجه این موضوع نشن؟ یعنی اگه من همین جوری به خودم بگم زشت نیستم، دیگران هم قبول می کنن؟ خوب بالاخره چشم دارن می بینن دیگه. درست متوجه نمی شم. چه طور فکری که در مورد خودم دارم به دیگران منتقل می شه؟ اصلا ممکنه؟
من اصلا نگفتم که شماها الکی دارین می گین این چیزا رو. خیلی هم ممنونم از وقتی که برام می ذارین. ولی خوب جاهای دیگه، مثلا توی تالارهای دیگه دیدم افرادی که از ظاهرشون ناراضین، دیگران همین توصیه رو (درون زیبا و این حرفا) بهشون می کنن. احساس می کنم این حرفا فقط برای دلداری دادن زده می شه.

سیتروس عزیز، کاملا متوجهم که همه چیز ظاهر نیست. اون هم واسه ازدواج. ولی خوب به اندازه خودش مهمه دیگه. مثلا همه ش فکر می کنم اگه هم کسی باهام ازدواج کنه، خوب تا کی تحمل می کنه؟ بالاخره دیگران رو می بینه که ایرادی ندارن یا حداقل خیلی کمتر از من ایراد دارن. اون وقت دیگه منو نمی خواد. من چه طور می تونم با رفتار این جنبه رو جبران کنم؟