به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    آیا من در مرز افسردگی قرار گرفتم؟ برای حل بحرانهای زندگیم چکنم؟

    دوستان عزیزم... سلام

    مدتی از همه چیز فاصله گرفتم تا به درمان حال و احوالم بپردازم. اما موفقیت چندانی بدست نیاوردم. متاسفانه هر دم از این باغ برایم بری می رسد! بدبین شدم. فکرم همیشه مشغول است. چندی پیش اتفاقات بدی برایم افتاد که به بی اعتمادی و ناراحتی هایم دامن زد. اکثر شبها با غم سنگینی بر دل به خواب می روم و صبحها ناامید برمی خیزم.
    دیگر از آن سرافراز قدرتمند خبری نیست. انگار که به نقطه صفر مطلق رسیدم. حقیقت این است که خود را به شکل احمقی می بینم که هرکسی به خودش اجازه سواستفاده عاطفی از من می دهد. انگار کارها برایم گره خورده و هر روز صدای شکستن خود را از درون می شنوم.
    در زندگی روزمره خود مشغولم. به محل کار جدید نقل مکان کرده ام و همگی در آنجا ارتباطات خوبی با من برقرار کرده اند.وقتی مشغولم به چیزی فکر نمی کنم و مانند مردمان عادی زندگی می کنم اما به محض اینکه با حودم تنها می شوم انگار وارد کلبه احزان شده ام.
    با خودم غریبه شده ام و از لحاظ عاطفی بسیار خرد و شکننده هستم.
    کمکم کنید دوباره بلند شوم. می ترسم از اینکه اینها نشانه افسردگی در من باشد. دلم برای روزهای خوبم تنگ شده. روزهایی که به همه دنیا با نگاه ساده خودم لبخند می زدم. حالا به سایه خودم هم شک دارم. امید به یافتن مرد مناسب و قابل اطمینان را که به کل از دست داده ام و فکر می کنم همه دنبال سواستفاده هستند.انگار هیچ کس نیست که آدم را برای خودش بخواهد! و ارزش خوبی ها را لااقل کمی درک کند...
    آیا امیدی هست؟ آیا من دوباره خوب می شوم؟ وقتی که از خودم جز خاکستری نمی بینم؟

    مرا بخاطر واژه های ناراحت کننده و غم انگیزم ببخشید.

    دوستتان دارم.

  2. 9 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (یکشنبه 29 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.