به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 82

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 شهریور 98 [ 17:16]
    تاریخ عضویت
    1391-5-16
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    5,516
    سطح
    47
    Points: 5,516, Level: 47
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 44 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    سلام نیلو جان و سلام به همه دوستان
    نیلو جان وقتی تاپیک هات رو میخوندم حس کردم زندگی خودم رو یکی داره باز نویسی میکنه
    من 1 سال و 6 ماه ازدواج کردم
    من هم تو یه شهر غریب هستم و خیلی حساس هستم روی شوهرم شاید یکی از دلایلش اینکه اینجا هیچکسی رو جز اون ندارم
    اوایل ازدواج حدود 1 سال مثل شما همش سر چیزای بیخودی( البته اون لحظه برام خیلی خیلی مهم بود ) اما الان به نظرم بی ارزش میاد چون اوایل روش درست برخورد کردن و مدیریت رفتار رو بلد نبودم.بحث و قهر میکردم
    اونقدر تو تنهایی گریه میکردم که داغون شدم همه آب و قدرت بدنم گرفته شد انواع مریضی ها اومده سراغم ( زجرش رو خودم دارم میبرم)
    وقتی هم دکتر میرم میگه از اعصابه
    اینها همه عوارض اون گریه ها و اعصاب خوردی هایی که برای خودم درست کردم
    نمگیم در همه دعوا ها من مقصر بودم یا شما مقصری نه
    اما میتونستم با سیاست زنانه ای که داشم و داریم خیلی زودتر به خواسته هام برسم و اینقدر خودم رو زجر ندم
    اوایل که گریه میکردم شوهرم عکس العمل نشون می داد اما به مرور براش عادی شد ( خودش بهم گفت اینکارو نکن . نزار برام عادی بشه قهر کردن هات . بعد با خودم میگم خوب این خانوم من عادتش قیافه بگیره و قهر کنه بعد از یه مدت خسته میشه و میاد جلو)
    الان چند ماه خودم رو کنترل میکنم
    موقعی که شوهرم از سر کار میاد یا خسته اس یا ذهنش درگیره سعی میکنم پا پیچش نشم . بیشتر خواسته هام رو به زمان هایی که خیلی رومانتیک هست موکول میکنم.
    میدونم سخته ولی خودت باید زندگیت رو تو دست بگیری
    میدونی نیلو جان الان به جایی رسیدم که سعی میکنم بحث نکنم نه بخاطر شوهرم یا زندگیم (بلکه بخاطر خودم ) چون از خودم بیشتر از همه چیز میترسم چون داغون میشم
    تا جایی که میتونی بهش محبت کن ( حتی اگه از ته دلت نباشه )
    ثابت کن برات ارزش داره
    مردها خیلی خیلی حساسن رو این موضوع



  2. 3 کاربر از پست مفید آویسا تشکرکرده اند .

    آویسا (دوشنبه 20 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 07 بهمن 91, 15:23
  2. اندكي فكر كن!
    توسط niloofar 25 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 شهریور 91, 14:02
  3. تاثير بد ايراد گرفتن الكي خانواده شوهر..:(
    توسط malahat در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 اردیبهشت 91, 15:31
  4. آيا ازدواج كمكي به من خواهد كرد؟
    توسط mahsa_mhmh در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 93
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 مرداد 89, 12:56
  5. كي خوبه!كي بده؟؟؟!!!!
    توسط setareh در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 07 اسفند 88, 14:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.