سلام. قبلا یه تاپیک باز کرده بودم که خواستگاری 30 دارم که از لحاظ اعتقادی بسیار به هم نزدیک هستیم. من هم خیلی ازشون خوشم اومده ولی سربازی نرفتن و تحصیلاتشون از من کمتره (دیپلمه هستند) و تو اون زمان هم شغلی نداشتند. که من بعد از کلی فکر (!) جواب منفی دادم. مخصوصا به خاطر سربازی. البته نه صرفا به خاطر خود سربازی. بیشتر به این خاطر که حس می کردم کسی که هنوز کار مشخصی نداره و از طرفی سربازی هم نرفته و راضی هم نیست که حتی بعد از عقد بره سربازی شاید نتونه پشتوانه محکمی باشه. حالا 6 ماه از اون ماجرا می گذره. ولی من هنوز هم یه جورایی ایشون رو دوست دارم. واقعا حس می کنم در کنار ایشون می تونستم آرامش داشته باشم. و می تونستم ایشون رو خوشبخت کنم. البته ایشون الان یه شغلی دست و پا کردن. از اونجایی که ایشون دوست برادرم هستند حس می کنم شاید راهی داشته باشه که متوجهشون کنم که می خوام با مسئله سربازیشون کنار بیام. ولی نمی دونم چه راهی! از طرفی هم فکر می کنم درست نیست این حرف رو مستقیم بهشون بزنیم. به نظرتون کار زشتیه که برادرم بهشون بگه که بعد از ایشون چند تا خواستگار داشته که سربازی نرفته (واقعا این طور بوده) و دیگه باهاش صحبت کردیم که با این قضیه کنار بیاد؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)