دوست عزیز
اگر حضور شما باعث جدایی نشه اما قطعا روند جدایی رو تسریع میکنه.
در مورد اینکه خانوادش اجبار کردن که با اون خانوم ازدواج کنه یا نه.این مسئله موضوعی بین خانوادش و خودشه و این اقا ممکنه هرطور که فکر میکنه ممکنه مظلوم تر نشونش بده موضوع رو برای شما جلوه کنه.
الان زمانه طوری نیست که دختر رو به زور سر سفره عقد بنشونن..چه برسه اقا رو.
شما اول این موضوع رو روشن کن:
به خاطر جواب منفی شما تن به این ازدواج داد و یا به خاطر اجبار خانواده؟
شما به هیچ عنوان نمیبایست از راهای مختلف سعی کنی زندگی ایشون و همسرش ساخته بشه.چرا که نه شما مشاور خانواده بودی و نه مسئولیتی در قبال این زندگی داشتی.(شما وقتی همسر این اقا رو راهنمایی میکردی به چه عنوان در این ماجرا خودت رو معرفی کردی؟قطعا به نام معشوقه قبلی همسر اون خانوم نبوده.پس گویا شما با خانوم هم ارتباط دوستانه ای داشتی)
چطور شد که فهمیدید کار اینها داره به جدایی میرسه؟
به نظر شمایی که هدفت خراب کردن زندگی کسی نبود بهتر نبود کاملا تمام راهای ارتباطیت با این اقا رو قطع میکردی؟
خیلی وقتها جوابهای به ظاهر منفی ما از هزاران جواب مثبت ، مثبت تره.
اگر ایشون مطمئن بود شما واقعا جوابت منفیه اصلا پا پیش نمیذاشت .(شما خودت هم میدونی که جوابت مثبته و راضی هستی با این اقا ازدواج کنی وگرنه الان اینجا نبودی).این اقا هم اینو میدونسته و فهمیده.حالا بر اساس چه حرفی و چه حرکتی این برداشت رو کرده شما و خود اون اقا میدونید.
اگر تصمیمشون برای طلاق جدیه بذار باشه.بذار خودشون تصمیم بگرین.اینجای ماجرا کمی مشکوک به نظر میرسه.اگر هر دویشان راضی به طلاق هستند پس باید طلاق توافقی صورت بگیره که کلا کمتر از 3 ساعت طول میکشه.پس چرا این اتفاق نمیفته؟
فکر نمیکنی از طرف یکی از این دو وابستگی وجود داره به زندگی و گویا تلاشهایی در پس پرده هستش که داره سعی میکنه زندگی رو حفظ کنه!؟
هماتنطور که نادیا جان گفتن ما فقط نظراتمون رو در اختیار شما میذاریم.اینجا نه شما محکوم هستی و نه ما قاضی.ما فقط چون دید عاطفی به این موضوع نداریم و ماجرا رو از بیرون میبینیم شاید منطق ما از منطق شما الان بیشتر جواب بده.
موفق باشی و امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری








علاقه مندی ها (Bookmarks)