بهار جونم خیلی ناراحت شدم که مجبور شدی کارتو ول کنی.
یادمه می گفتی می خوای واسه ارشد بخونی. می تونی همینو بگی که ارش گفت و بعدم بگی که داری برای ارشد دادنو اینا فکر می کنی.
توی تاپیک قبلیت نظری ندادم چون خودمم نمی دونم باید توی این موقعیت ها چه کار کرد. هنوزم نمی دونم.
برای اینکه خانوادت خیلی سوال پیچت نکن باید یه رفتاری داشته باشی که ترکیبی از ارامش و اطمینان باشه. یه جوری که خودت با اطمینان به نتیجه رسیدی. دلیلی هم که بعد بهشون می گی خیلی عادی و جاافتاده واسه خودت رفتار کن در مورد اون دلیل. مثلا اگه بابات یا مامانت گفتن که این دلیل اله بله با ارامش و اطمینان به همراه تعجب از اینکه چطور اونا نمی دونن این دلیل کافیه پاسخشونو بده. پاسخ هم کوتاه در حد اه چه عجیب! باشه. خلاصه رو نده که توی خونه هم مختو بخورن الان که اعصاب نداری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)