به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #20
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: در مورد علت ترک کارم به خونوادم چی بگم؟؟؟

    واقعا ازتون ممنونم.خیلی خیلی

    البته ایوب دختره.
    من واقعا نمیدونم ایوب باید چی بهت بگم..همیشه جوری حرف خوب و بد رو کنار هم میذاری که من میمونم جواب اون خوبه رو بدم یا بده رو..

    پیغام خصوصیم وقتی میدی که تا میخوام جواب بدم شارژت تمومه.:)

    راستش من اصلا ازاینکه تا الان موندم ناراحت نیستم..چون خودمو خوب محک زدم..دیدم تو همچین شرایطی وا نمیدم..خوشحالم که حتی اون ادم سریش هم فهمید چه جور شخصیتی دارم..خوشحالم با احترام و بدون جنگ و جدل تموم کردم..اره سعی کردم تا اون جا که میشه مقاومت کنم..

    من هنوز به پدرم نگفتم :(
    میخوام کم کم خودش بفهمه بعد من بگم..به مامانم گفتم فردا هم نمیرم..گفت تو چرا همه جا فقط یکی دو ماه میمونی؟؟؟:(

    مسافر زمان واقعا نمیدونم دیگه تو انتخاب کار چه جور دقتی باید کنم..؟؟واقعا نمیدونم..

    واقعا نمیدونم چرا گفتن به پدرم انقد زجراوره خصوصا الان که اعصابش خورده و با مامانم بحثش شده.

    خبر جدید اینکه مدیر عاملمون بهم زنگ زد..اول جواب ندادم اما چون قبول کرده بودم اگه مشکلی تو کار پیش اومد میتونن زنگ بزنن و ازم بپرسن جواب دادم..البته جایی بودم نمیتونستم درست جواب بدم.

    گفت من باید شما رو بذارم رو چشمم..شما رو باید سرمه کرد زد به چشم..من قدر ندونستم..اذیت کردم..برگردید و ..
    منم فقط گفتم قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری..من و اونجا مناسب هم نبودیم..و الانم نمیتونم صحبت کنم (جایی بودم)
    گفت حرفتو قبول دارم..راست میگین قدر ندونستم اما برگردین و ..

    راستش صدا درست نمیومد و من نتونستم بگم نمیام..و اون فقط گفت بعدا باز زنگ میزنه:(

    نمیدونم چرا حس میکنم خیـــــــلی خسته ام.

    موفق باشید

  2. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (چهارشنبه 08 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.