ببینید من راسیتش 4 5 ساله دیگه قصد ازدواج دارم.نه الان.موقعی که بتونم زندگی راحتیو واسه همسرم فراهم کنم.نه الان.الان اگه ازدواج کنم اون زندگی که من میخام نمیشه.چ.ن پوله زیادی ندارم.خانوادم هم وضعه مالی خوبی ندارن.از الان می تونم قوله ازدواج واسه چهار پنج ساله دیگه بدم؟خدا می دونه چی پیش میاد.از طرفی خانوادم هم راضی به این ازدواج نیستن.یعنی اگرم بخام قدمی بر دارم بدون رضایت اوناست.نوشته اصلی توسط Serok
از طرفی دوستم می گه اگه منو واسه ازدواج نمی خای حاضر نیستم باهات دوست باشم.بعد دوستم الان داره واسه کنکور می خونه.می ترسم اگر الان تمومش کنم ضربه بدی بخوره.البته منم تو سال حساسی از درسم هستم.منم متعاقبا ضربه ی شدیدی می خورم.کار درستیه الان تمومش نکنم و بذارم بعد کنکورش؟
راسیتش از مهر باز می خاد بیاد تهران.می خام یه بهانه جور کنم که نیاد.می خوام از این وابسته تر نشیم.
لطفا بازم راهمنماییم کنید.کار درستی می خام انجام بدم؟
آره شما درست می گید.ولی من روم نشد بگم.ما توی پیامامون(اس ام اس و چت) خیلی وقتا حرفای اونجوری می زنیم و رومون توی روی هم باز شده از نظر مسایل جنسی.ولی به خدا فقط در همین حدا بوده.هیچ کاری دیگه نکردیم.نوشته اصلی توسط نادیا-7777
سوال کردید از کجا مطمئن هستم؟از اون جایی که دلم می گه.صداقتو تو چشماش می بینم.بهم تا حالا دروغ نگفته.اون بهم می گه من خیلی بهت وابسته شدم و بدون تو می میرم.می گه بعد از تو به هیچ مردی نمی تونم فکر کنم.بهم می گه تو بدنه منو دیدی.من چه جوری می تونی یه زمانی با یه مرده دیگه ای باشم؟
راسیتش این حرفاش خیلی منو عذاب می ده.من 24 سالمه.ولی توی این یک سال سیگاری شدم.قرص فشار خون می خورم.کاملا عصبی شدم.از اینکه ولش کنم می ترسم.
بازم راهنماییم کنید.خیلی ممنون.









علاقه مندی ها (Bookmarks)