به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 55

موضوع: عذاب وجدان!

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 بهمن 91 [ 23:24]
    تاریخ عضویت
    1391-6-09
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    622
    سطح
    12
    Points: 622, Level: 12
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 29 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عذاب وجدان!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Serok
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
    اون دختر هرکاری کرده با اراده ی خودش بوده.حتی می تونم بگم قبلن هم از این رابطه ها داشته.ولی خودشو به اون راه

    زده که پیش تو پاک جلوه بده.به چه بهونه ای هر دو هفته میومد تهران؟به بهونه سر زدن به فامیل؟شهرش تا تهران چه مدت راهه؟

    اصلن لازم نیست بابت اون دختر وجدان درد داشته باشی.
    در غیر اینصورت سریعاً رابطه رو قطع کنید و اون بنده خدا رو بلاتکلیف نذارید.
    ببینید من راسیتش 4 5 ساله دیگه قصد ازدواج دارم.نه الان.موقعی که بتونم زندگی راحتیو واسه همسرم فراهم کنم.نه الان.الان اگه ازدواج کنم اون زندگی که من میخام نمیشه.چ.ن پوله زیادی ندارم.خانوادم هم وضعه مالی خوبی ندارن.از الان می تونم قوله ازدواج واسه چهار پنج ساله دیگه بدم؟خدا می دونه چی پیش میاد.از طرفی خانوادم هم راضی به این ازدواج نیستن.یعنی اگرم بخام قدمی بر دارم بدون رضایت اوناست.
    از طرفی دوستم می گه اگه منو واسه ازدواج نمی خای حاضر نیستم باهات دوست باشم.بعد دوستم الان داره واسه کنکور می خونه.می ترسم اگر الان تمومش کنم ضربه بدی بخوره.البته منم تو سال حساسی از درسم هستم.منم متعاقبا ضربه ی شدیدی می خورم.کار درستیه الان تمومش نکنم و بذارم بعد کنکورش؟
    راسیتش از مهر باز می خاد بیاد تهران.می خام یه بهانه جور کنم که نیاد.می خوام از این وابسته تر نشیم.
    لطفا بازم راهمنماییم کنید.کار درستی می خام انجام بدم؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط نادیا-7777
    amirali_9 عزیز
    ببخشید دارم رک حرف میزنم
    ولی احساس میکنم رابطه شما از دیدن بدن هم و دست زدن بهم کمی فراتر بوده والبته با توجه به اینکه نوشتین

    "یه جورایی مطمئن هستم من اولین پسره تو زندگیش بودم. "

    ببخشید میشه بفرمایید شما از کجا یه جورایی مطمئن هستین؟؟
    اتفاقی بین شما افتاده که این فکرو میکنید و اون خانوم اصرار داره که حتما با هم ازدواج کنید؟

    اگر فکرم اشتباهه که روشنم کنید و اگر درسته که بگید چون در اونصورت راهنماییها فرق میکنه.

    باتشکر
    آره شما درست می گید.ولی من روم نشد بگم.ما توی پیامامون(اس ام اس و چت) خیلی وقتا حرفای اونجوری می زنیم و رومون توی روی هم باز شده از نظر مسایل جنسی.ولی به خدا فقط در همین حدا بوده.هیچ کاری دیگه نکردیم.
    سوال کردید از کجا مطمئن هستم؟از اون جایی که دلم می گه.صداقتو تو چشماش می بینم.بهم تا حالا دروغ نگفته.اون بهم می گه من خیلی بهت وابسته شدم و بدون تو می میرم.می گه بعد از تو به هیچ مردی نمی تونم فکر کنم.بهم می گه تو بدنه منو دیدی.من چه جوری می تونی یه زمانی با یه مرده دیگه ای باشم؟
    راسیتش این حرفاش خیلی منو عذاب می ده.من 24 سالمه.ولی توی این یک سال سیگاری شدم.قرص فشار خون می خورم.کاملا عصبی شدم.از اینکه ولش کنم می ترسم.
    بازم راهنماییم کنید.خیلی ممنون.

  2. کاربر روبرو از پست مفید amirali_9 تشکرکرده است .

    **سهیل ** (سه شنبه 15 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.