به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 11:51]
    تاریخ عضویت
    1391-5-10
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    533
    سطح
    10
    Points: 533, Level: 10
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    93

    تشکرشده 94 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array

    احساس می کنم از همه چیز عقب افتادم

    نمی دونم از کجا شروع کنم ...اصلا آمادگی تاپیک درست کردن و دارم یا نه

    هیچ اتفاقی واسم نیفتاده یا خودم فکر می کنم نیفتاده...همین روزمزگی داره دق می ده منو

    من دانشجوی ارشدم...بماند که یه خواستگار داشتم که اکی داده بودم و همه چی خوب بود تا اینکه طرف خودش گذاشت و رفت و من موندم و یه عالمه سوال که چرا رفت....حالا موضوع اون ادم تموم شده اما من احساس می کنم از زندگیم عقبم....24 سالمه کار آزاد دارم (بیزنس) ..وضع مالی خوب..خانواده خوب..زندگی خوب...اما می گم کاش اینارو نداشتم اما یه ادمی بود که واقعا باهام صادق بود(منظورم ازدواج نیست که اگه باشه بد هم نیست ) ...انقدر از ادما بدی و دورویی دیدم که واقعا قاطی کردم...اتفاقا از ادمایی که وجهه اجتماعی خوبی هم دارن خیانت دیدم (خیانت در همه موارد مثلا در امانت و....) واقعا از همه اقایون با عرض پوزش متنفر شدم...میام اینجا داستانهای بچه هارم میخونم دیگه بدتر..به زمین و زمان شک کردم..هیچ کس منو واسه خودم نمی خواد جز دوستای دخترم....هر کی بهم نزدیک می شه قصد سو استفاده داره حالا یا مالی یا احساسی یا جسمی... واقعا داشتن یه همدم خیلی بد نیست اما کو ادمش ...کوووو اعتماد....یه دوست قدیمی هم داشتم که می بینم اصلا قدیم جدید حالیش نیست اونم فکر خودشه ....انقدری که من با ادما صادق هستم هیچکس نیست...یه ذره حواست نباشه میشی گوشت قربونی...واقعا روابط انسانی انقدر کثیف شده؟؟؟؟؟ میام اینجا قصه خیانت و نامردی و می خونم با خودم فکر می کنم چه طور یه مردی می تونه به زنش که قراره مادر بچه هاش باشه ..اصلا مادر بچه ها به کنار قراره یه عمر به پاش واسته و تو سختی حمایتش کنه چطور می تونه انقد نامرد باشه یا با دخترای خیابونی دل بده و قلوه بگیره...از اون طرف یه زن چطور حاضر می شه شوهر یکی دیگه رو از راه به در کنه...اصن ادما چرا انقدر وقیح شدن...چرا هیچی جلو دارشون نیست؟؟؟ من خستم واقعا از این همه دروغ....کم اوردم...واقعا حضور یه همراه تو زندگیم کمه...قبول کنین محبت جنس مخالف به هم یه چیز دیگس...هر چقدر خانواده خوب داشته باشی هر چقدرم دوستای خوب داشته باشی اخرش باز جای اون یه نفر خالیه...اما با این وضعیت خودم که خواستگاریم بهم خورد که خیلی روم تاثیر گذاشت(دوست بودیم) و با این وضع اجتماع نمی تونم جلو کسی گارد نگیرم... بعضی ادما رو می بینم زندگی مشترکشون رو به راه هست احساس می کنم عقبم...به حواشی زندگیم که کار و درس هست بیشتر اهمیت دادم تا زوایای شخصی زندگیم...احساس می کنم همه خوش و خرمن اما من خودمو غرق کارای دیگه کردم...با دوستام گردش تفریح می رم وقت کنم سرم گرم هست اما این حس مزخرفی که دارم ولم نمی کنه

  2. 3 کاربر از پست مفید maryam_jj12 تشکرکرده اند .

    maryam_jj12 (شنبه 11 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ** برای رسیدن به همه چیز باید از همه چیز گذشت **
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 اسفند 03, 03:10
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 تیر 94, 01:23
  3. لبریز از ترس
    توسط سارا بانو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 اردیبهشت 91, 19:11
  4. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 06 آذر 89, 16:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.