به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 52

Threaded View

  1. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 مهر 91 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1391-5-27
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    525
    سطح
    10
    Points: 525, Level: 10
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نامزدم 4 ماهه سراغی از من نگرفته

    سلام ممنونم خانم بهار و ویدا
    خانواده بسیار خوبی دارم همیشه پشتیبانم بودن که واقعا سرمایه بزرگی هستن برام .اونها هم همین سخن شمارو گفتن که صبر کنم سعی و تلاش کنم برای مستقل شدن تو زندگیم به درسم ادامه بدم و یه شغل خوب پیدا کنم . تا اون اینو بفهمه که بدون اون هم می تونم مستقل باشم و شاد زندگی کنم. قدم اول رو به امید خدا بر داشتم و صبر رو پیشه کردم دنبال کارم و دارم درسمو می خونم تا تفکرات منفی میاد به ذهنم به دوستام زنگ می زنم و میریم بیرون هر چند بعضی وقتا این حس مردم گریزی میاد به سراغم و اینکه بی اون زندگیم چی میشه ولی دارم سعینو میکنم. خانواده من اهل جنگ و دعوا و مشاجره نیستن همیشه هم باب گفتگوی اونا از روی منطق بوده خانوادم زندگی موفقی دارن اما متاسفانه نامزدم تحت تاثیر حرفای منفی خونوادش و فرهنگ و ترییت غلط اونا که هر چیز رو با زور گفتن میشه بدست اورد قرار گرفته و افسردگی که قبلا پیدا کرده اوضا شو بدتر کرده و از همه مهمتر عدم اعتماد به من باعث پیش اومدن این مشکلات شده من سعی کردم اونو به خودم نزدیکتر کنم ولی این تفکر منفیش به قدری بر منطقش غلبه کرده که باعث این وضع بسیار سخت شده. اون نقطه ضعف منو فهمیده که چقدر بهش علاقه دارم این روند و پیش گرفته. من بهش گفتم اشتباهات منو بگو ولی قرارم نیست من یک عمر تاوان اشتباه تو رو بدم (نامزدم میگفت منو نمی خواسته) من چقدر می خوام عمر کنم که بتونم عقده هایی که تو بچگی و خانوادت داشتی جبران کنم .می خواستم رفیقت باشم و لی تو به من اعتماد نداری . بهم زنگ زد دیروز به گوشیم جواب ندادم لا مادرم نه سلامی نه چیزی بعدش پرسیده من کجام مامانم گفته خونه نیستم رفته به یکی از فامیلامون زنگ زده واسطه گری کنه که ببینه حرف ما چیه و فامیلمونم گفته بیاد خونه ما حرف بزنیم ولی دروغ میگه چون قبلا ما واشطه فرستاده بودیم پسش زده بودو نیومده بود با من حرف بزنه
    برام دعا کنین ختم به خیر بشه .اینجا میام حرفامو میزنم اروم میشم و خوشحالم کسایی هستن که به حرفام گوش میدن ممنونم. اگه راهنمایی و کمکی از دستتون برمیاد دریغ نکنید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید neda.sahabi تشکرکرده است .

    neda.sahabi (دوشنبه 20 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شترمرغی که شخصیتم رو به لجن کشید
    توسط Hussein39 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: جمعه 10 اردیبهشت 95, 02:34
  2. +به یک مامان خسته و افسرده و یاغی کمک کنید .
    توسط مامان میم در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: شنبه 23 شهریور 87, 22:04

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.