آقای serok با مطلبی که گذاشته اید موافقم
اما مساله اینجاست که من از عادی شدن خوبی ها میترسم
احساس میکنم که خوبی ها و نقاط مثبت ممکنه عادی بشه...
اما آیا نقاط ضعفی که حتی در اولویت های ما در درجه بعد از نقاط مثبت قرار دارند... آیا اونها هم عادی میشن یا اینکه نه ...با عادی شدن خوبی ها تازه پر رنگتر هم میشن!
نمی دونم منظورمو متوجه میشن دوستان یا نه؟
گذشته از مساله برادرم دوست دارم خودمم این را بدونم...
بله دوستان با همتون موافقم شاید بهتره من کاملا خودمو بکشم کنار و فقط از برادرم بخوام که اگه خیلی مصممه حتما به یک مشاور مراجعه کنند
آیا سنش (25 سال) تاثیری توی این قضیه داره؟؟ یعنی توی این سن هنوز معیاراش کاملا واسش مشخص نیست؟
راستش اولش که به ما گفت زن می خواد من خیلی موافق نبودم(پیش خودم البته نه که بهش بگم)
چون شدیدا آدم هیجانی ای هست...از آون ادمهای پر انرژی شیطون که بعضی وقتام نمیشه روش حساب کرد!!









علاقه مندی ها (Bookmarks)