به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 515

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: حال و احوال یاران همدردی (5)

    به یه کاراگاه کارکشته به اسم مارپل سفارش دادیم ته و توه جریان رو دربیاره..چندتا هم فال قهوه گرفتیم مشخصات تیغای خودشو داد:)
    به خواب یکی از بچه های تالار هم اومده بوده گویا..واضح نبوده اما انگار خودش بوده.
    دیگه بقیش به من مربوط نیست و با خود مدیره.

    موفق باشی

    حال و احوال امروزم

    حالم چندان خوب نیست..فکر کنم نیاز به یه بازنگری دارم.

    حتما شده تو یه محیطی یه جایی یه راهی یکی میاد باهاتون درددل میکنه و میگه و میگه..وشما سعی میکنید تا جایی که میشه راهنماییش کنی یا نظر شخصیتو بگی..برام زیاد پیش اومده..و خیلیاشون بهم میگن خیلی حال بهتری دارن و مثلا میگن میشه لطفا شمارتونو بدید تا باتون در تماس باشم؟؟خوب من میگم برید پیش مشاور..اما:(

    یا وقتی واقعا بهم تکیه میکنه واسه حل مشکلش..یه ترس عجیبی میگیرم..دلم میخواد بگم من اصلا ادم قوی نیستم..منم مثه خودتم..خواهشا رومن حساب باز نکن.

    امروز اخریش بود..مجبور بودم چند ساعتی رو جایی باشم..و یه خانوم شروع به صحبت کرد از زندگی 14سالش که در استانه طلاق بود..و من دلم سوخت..و یه کم حرف زدیم...و اون از زندگیش میگفت که واقعا سخت هم بوده..و پس از ساعتها حرف زدن گفت چیزایی که به هیچکی نمیتونسته بگه بهم گفته.. و الان ارومه..و ازم خواست شمارمو..و چرا من عین احمقا نتونستم بگم نه؟؟
    و فقط بعدش فهمیدم بخاطر عجلم یه شماره رو اشتباه گفتم بهش..و بعد به خودم گفتم ایرادی نداره..زنگ میزنه میبینه من نیستم.

    اما حس بدی دارم..حس میکنم بهتر بود از اول نه میگفتم به جای اینکه فکر کنه پیچوندمش..

    یا وقتی یکی زیادی بهم تکیه میکنه میترسم.
    من مشاور نیستم..منم مثه خودتونم..با دردسرای بزرگ.

    کاش خودشون بکشن کنار..من نمیتونم بگم نه...دلسوزی :(...

    موفق باشید

  2. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (جمعه 17 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.