کاملا درسته آستانه تحملم خیلی پایین ا.مده
تمام تلاشم میکنم که این استانه رو ارتقاء ببخشم اما فعلا کار خیلی سختیه به هر حال من 34 سال با این طرز تفکر زندگی کردم اما خداییش من تا جایی که میتونستم تحمل هم کردم اما نشد خداییش به هیچ راهی نمیشه این زن رو با خودت همگام کنی
وجودی پر از عداوت و کینه که این حرفها رو نداره
موندم چطور که این نقشها رو بازی میکنه میدونم شاید درک این قضایا برای شما ها که از این قضیه دور هستین سخت باشه اما برای من وحشتناکه
میشه ازتون بخواهم یه راهکار دیگه ای جز اینکه سعی کن تحملش کنی رو به من یاد بدین این یکی خونم رو به جوش میاره
به نظر من بهتره با این دوستات که اینطوری باهات صحبت مبکنند قطع رابطه کنی !! یعنی چی که به خودشون اجازه میدن فکرت رو در مورد خانومت خراب کنن!!! چه آدمایی هستند ها
در مورد این حرف هم واقعا دوستام خسته شدن هر روز خدا یه مورد از این زن دیدن بالاخره آدم عاصی میکنه دوستای من همه سالها رفتاری مشابه شما داشتن حالا شما ببینید کار به کجا رسیده که اونها این حرف رو میزنن
مطمئنم اگه شما یه بار این زن جادوگر رو ببینید به من میگید تحمل نکن که هیچ بلکه با کمال صحت و سلامت بهش بی احترامی کن
واقعا اگه همچین برخوردی داشته کارش افتضاح بوده.....!!! برخوردش عجیبه ولی بی دلیل نیست اگه اینطوره!! از اول باهات اینطور بود؟؟ شاید حس حقارتی در برابرت داره که میخواد اینطوری بپوشونش!!! البته این نظر من هست
خوب شخصیت خودشون رو زیر سوال بردن بقیه هم متوجه شدن که اشتباه از ایشون هست بهتره که شما هم روی این موضوع حساس نشید و به قول دوستمون براتون بی تفاوت باشه مثلا شما همون لحظه که خواسته شد ایشون با شما برقصه و این برخورد رو کرد میتونستی یهو دست 1آشنا رو بگیری و 1طوری نشون بدی مهم نبودن ایشون...
اتفاقا همین کار رو کردم تا دیدم اینطوریه گفتم خستم و نشستم یه هو دیدم خانم بلند شدن و دارن میون 50 تا مرد غریبه غر میدن (چون عروسی مختلط بود)بعدش خواهرش به من گفت بیا با هم برقصیم و من هم این کار رو کردم البته داشت زیر چشمی ما رو نگاه میکرد
می نوش عزیزم سلام
با نهایت احترام به شما
از شما که این همه من نصیحت میکنین بعید بود که این رو برام بفرستید:
اون خواهری که گفت تو باهاش بری برقصی هم غلط کرد. دیگه موقعیت مشخصه و رابطه شما دوتا هم مشخصه. مرض داشته که اینو گفته که مادره هم اینو بگه؟
شما هنوز هیچی نشده از راه دور عصبانی شدین پس من از نزدیک گود چه باید بکنم
راستی این خاله خانومم همیشه همراه من بوده و اگه پشتیبانی های اون نبود حتما زندگی ما تموم شده بودش
چون تمام فامیل براش احترام خاصی قائلن
راستش من توقع نداشتم در مورد خاله این طوری صحبت کنید چون خاله مادر دوممه
به اندازه مادرم دوستش دارم.
میدونم اگر این حرف رو هم زد به این خاطر بود به دیگه اعضای فامیل بفهمونه که کرم از خود درخته چون همه این صحنه بگو مگو رو دیدن









علاقه مندی ها (Bookmarks)