اگه یه کمی بتونین به اعصابتون مسلط بشین و البته اگه مشکل مالیه چندانی ندارین می تونین یه مقدار به انرژی همسرتون جهت بدین بی اینکه به خودش بگین دارین اینکارو می کنین. مثلا کلاس زبان یا خیاطی بفرستینش و باهاش می تونین هر روز برین ورزش کنین بیرون یا خودشو بفرستین واسه ورزش. خلاصه خسته اش کنین اینطوری با کلاس و ورزش که مثله شما که از سر کار برمی گردین خسته این دیگه خیلی کاری باهاتون نداشته باشه. می تونین هم براش کار پیدا کنین. خیلی که بیکار باشه همه چی ختم می شه به شما. بتونین مدیریت کنین انرژیشو خوبه.
بعضی از چیزا رو هم می تونین اروم و راحت بدون عصبانیت بگین. مثلا اینکه دوست ندارین همیشه واستون صداشو بچگونه کنه و اینا. روابط جنسیتون که مشکلی نداره که یا در اون مورد هم افراط هستن؟ یه کمی هم اسون بگیرین همه چی رو. راستی اگه مثلا دو تا اتاق داره خونه اتون می تونین یه اتاق رو بذارین اتاق کارتون و یه مدتی از روزو برین توی اتاق و به کارای شرکت و مغازه و هرچی دیگه رسیدگی کنین.
مشاوره حضوری هم اگه بتونین برین بد نیست شاید راهکارای بهتری بهتون بدن.
کل کاری که به نظر من میاد همینه که به انرژی ایشون جهت بدین. رها نباشه انرژی که به هر سمت و سویی خودشو نشون بده و شما رنج بکشین.
در مورد خود خانمتون نمی دونم مشکل ایشون همین سرزندگی و شادابی بچگانه است یا کمبود محبتیه که داشته و حالا یه جورایی می ترسه که هر کاستی ای براتون داشته باشه و شما مثلا یه شکلی تنهاش بذارین. این دلیل اصلی رو هم اگه بشه از روانشناس یا مشاوره بپرسین احتمالا بهتون کمک کنه که بتونین رفتار مناسبو پیدا کنین.
می دونم کلافه اینو نمی ذاره یه لحظه اسایش داشته باشین. ولی اگه بتونین اوضاعو مدریرت کنین انرژی رو سمت و سو بدین قابل تحمل تر می شه. راستی گاهی به ارامی و با یه کمی مهربونی همراه با جدیت یه سری حدود خودتونو بهش تذکر بدین. مثلا بگین که نمی تونین وقتی سر کار هستین جواب تلفن بدین (که ممکنه پاشه بیاد محل کارتونو براتون همون جواب تلفن دادن بهتر باشه!) یا مثلا بگین که یه ساعت در روزو باید در ارامش به حسای کتابای مربوط به کارتون برسین. اگه واقعا بچه هم باشه یه سری حد و مرز براش تعریف کنین می تونین کنترل کنین اوضاعو.
یه ساله رفتین زیر یه سقف یا تازه رفتین؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)