با تشکر از راهنمایتون اما جواب سوالهاتون
1میشه بیشتر توضیح بدید دلیل اصرار پدر خانومتون برای هرچه زودتر عقد چی بوده؟
چون فاصله بین شهرمامون زیاد بود و ایشان صیغه محرمیت را صحیح نمی دونست و می گفت اگه بخواهیم همدیگر ببینیم مشکلی وجود نداشته باشه و راحتر باشیم.
2شما چرا خودتون بدون تحقیق قبول کردید؟
واقعا نمی دونم و اولش فکر جدی برای ازدواج نداشتم و کر و کور و لال .....
3. بهتر نبود شما اونجا رو ترک نمیکردید؟بهتر نبود مودبانه حرفتون رو میزدین؟(خیلی وقتها ترک کردن به منزله قهر ه و بی احترامی بزرگی محسوب میشه).به خصوص اینکه در ادامه هم گفتید دیگه ازشون خبر نگرفتید(یعنی قهر کردید )
ترک اونجا به علت پایان سفر من بود و قبلش بلیط تهیه کرده بودم و حتی بخاطر اینکه نارحت نشن اونا خودشون منو به ترمینال رسوندن. اما من هم غروری دارم و از اول هم گفته بودم که خصوصیات رفتاری من اینه و عادت به التماس در مقابل کاری که گناهکار نیستم ندارم .
4.شما هم مسائل رو به خانوادت انتقال میدادین.(مثلا گفتید خانوادتون فهمیدن که نامزدتون مسائل رو انتقال میده...از شما فهمیدن دیگه..درسته؟)
نه بلکه از رفتار ایشون و تماس تلفنی دائم با مادرش در منزل ما واضح و اشکار بود. ضمنا من خیلی از مسائل بینمون رو پیش خودم حفظ میکردم مثلا یه نمونه اش یه روز من و او تنها خونه بودیم و با پیشنهاد یکی از فامیل که اون لحظه اونجا بود و گفت برید بیرون بگردید و بعد نامزدم جلوی ایشون گقت کی من احل اینکار ها نیستم و من روی خودم نیاوردم و بعد از رفتن فامیل بهش گفتم رفتارت درست نبود نبایستی اینجوری می گفتی و مسائل شخصیمون پیشش برملا می کردی . بعد من رفتم تو حیاط برگشتم دیدم تو اتاق و زنگ زده به مادرش و همه چیز و داره میگه و وقتی منو دید تلفن قطع کرد و بعد که نارحتی منو دید ابراز پشیمانی و من هم برخورد جدی با هش کردم و خواسته هام دوباره تکرار کردمو این موضوع رو تا زمانیکه اون حادثه اخیر پیش نیومده بود به خانوادم نگفتم. ضمنا ایشون هم تصمیم گرفت تماسهاشو قطع کنه و موبایلشو خاموش کرد اما فردا مادرش به خونه زنگ زد و احوالش رو پرسید و اینکار چند روز ادامه داشت تا اینکه به من گفت به من شارژ بخر که من فراموش کردم وقتی بعد ازکار اومدم خونه قبل از هر کاری به من گفت که مادرم برام شارژ فرستاده و شما خجالت بکش .....
5خریدن یخچال و ....رو چه کسی به شما پیشنهاد داد؟
ایا این در خانواده و اقوامشون مرسومه؟
تو خانواه مرسومه اما مادر ایشون با پدرشون فامیل نیستن و قبلا هم به قول خودشون گفته بودن تهیه میکنن ضمنا یکی از اقوام نزدیک ایشون هم که ازدواج کرده تمام جهیزیه و خرج عروسی رو خانواده دختر دادن اما اینا میگن اونا کار درستی انجام ندادن و توانایی داشتن . درصورتیکه به نقل از همین خانواده میگن که شما همچین کاری نکنین و باید خونواده پسر تهیه کنن.
6.چرا مادر همسرتون زد توی صورت دخترش؟(به خاطر دفاع از شما؟)
نه چون دختر اومد صحبت کنه و گفت که هیچی نمیخواد و درست نیست که سر این مسائل درگیر بشن و مادرش عصبانی شد و... و البته بعدش هم حرفایی به من و. خانواده م زد که دیگه تحمل نکردنی بود با اینحال ما بی احترامی نکردیم.

ضمنا از رفتار و اخلاق مادرش خیلی ناراحتم و هر چی فکر می کنم ما رفتار خانواده ما سازگار نیست و اصولا دخترا به مادرشون میرن

چونکه خیلی بی خیالند