سلام تورو خدا کمکم کنید21 سالمه پسر عموم که 24 سالشه برای چندمین بار اومده خواستگاریم و من از شخصیتش خوشم نمیاد اما پدرم با زور میگه قبول کن و پدربزرگم میگه اگه قبول نکنی سکته میکنم میوفته گردنت
پسر عموم: تک پسر خانوادست و دیپلم داره و به شدت به خانوادش وابستست و خانوادش در حد مرگ دوسش دارن جوری که وقتی سرکار میره مادرش روزی چندبار بهش زنگ میزنه .عموم میگه باید طبقه بالای ما زندگی کنید چون نمیتونم از پسرم دل بکنم و پسر عموم اخلاقش جوریه که گوشه نشینه تو جمع و اصلا با کسی حرف نمیزنه.خانوادش با هر کسی زودی گرم نمیگیرن و با اکثر فامیل قهرن .

پدربزرگم زنگ زده گفت تا ساعت 6 فکراتونو کنین که جواب قطعیو بدم بهشون ولی پریسا یادش باشه اگه بگه نه یا سکته میکنم یا اگه نکنم فردا که با غریبه ازدواج کنه تو هیچیش شرکت نمیکنم.منم جز خاله دیگه کسیو ندارم دوستان مادرم میگه توکه خواستگار نداری قبول کن اگرم فردا یه خواستگار برات پیدا شه شاید معتاد باشه یا دسته به زن داشته باشه