نقل قول نوشته اصلی توسط شکوفه بهار
سلام
با توجه به اینکه سن دختر کمه اون هنوز نمیدونه چی میخواد فعلا به درس فکر میکنه اما شما به یه ثبات تو زندگیتون رسیدید و نمیتونید شرایط اتی اون رو که شامل ادامه تحصیل و شیفتای شب و مسائل و مشکلات دیگراست رو تحمل کنید حتی اگه دختر هم با شما سازگار باشه باز هم شرایطتتون به هم نمیخوره یا باید شما هم ادامه تحصیل بدید و همزمان کار کنید یا اینکه دنبال یکی بگردید که اونم مثل شما به یه ثبات تو زندگیش رسیده باشه.باز هم به فکر و احساس خودتون رجوع کنید
سلام
نمی دونم چی بگم
خیلی پسندیدم ایشان را
صداقتی که در گفتارش موج می زد
نجابتش
حیای آمیخته با ترسی که از صحبت با نامحرم در او ایجاد شده بود
ابتدا لرزش دستش و در ادامه، آرام تر شدنش
اولین چیزی که گفت این بود که برای من مسائل اعتقادی و مذهبی خیلی مهمه شما در مورد اعتقاداتتون صحبت کنید...
بعد هم گفت که من سه سال زحمت کشیدم درس خوندم تا پزشکی قبول شدم و میخام هر جور شده درس بخونم و پیشرفت کنم
و البته گفت به نظر من اول همسرداری و فرزند داری اولویت داره
درس خوندن و پزشک شدنم هم باید در خدمت خانواده ام باشه ...
شاید هیچ وقت این قدر دل بسته ی یه دختر نشدم
اما چه کنم که باید عاقلانه انتخاب کنم
خدایا خودت کمکم کن بهترین تصمیم رو بگیرم
شاید خوشبختی اون هم تو مسیر دیگه ای باشه
نمی دونم
...