نقل قول نوشته اصلی توسط طاهره
نقل قول نوشته اصلی توسط 118
سلام طاهره ؛
1- چقدر عقلت رو به کار میندازی ؟
2- ملاکت برای تصمیم گیری درباره ی آدما چیه ؟
3- چرا من از تو خوشم میاد نمی دونم از چیت ولی از نحوه ی شرکت کردنت توی بحث ها بدم میاد ؟
4- چرا خیلی وقته به وبلاگم نیومدی ؟ نکنه تو هم مثل بعضی ها تحت تاثیر جوسازی مدیر قرار گرفتی ؟
5- به نظرت تعطیلی اخیر سایت، مدیر رو از خواب بیدار می کنه یا تو هم مثل من به ایشون امید نداری ( البته از تو بعید می دونم )
سرفراز باشی .
118 عزیز ،
خوبی؟ حال دوستت هادی چطوره ؟ امیدوارم حالش خوب باشه .
-معمولا سعیم بر اینه که در همه چیز تعادل بین عقل و احساسم رو رعایت کنم. اما خوب ، عدم اشراف انسان به مسائل و شناخت ناکافی از خودش و زندگی ، جزء لاینفک وجود آدمی ست که گاهی منجر به سر زدن اشتباه می شه که همه ی ما (از جمله من) از آن نصیب برده ایم .

-به نظر من هیچ کسی حق تصمیم گیری برای دیگری رو نداره . ما می تونیم آگاهیها و دانش و تجربه ی خودمون رو (برای گرفتن یک تصمیم بهتر) در اختیار دیگران قرار بدیم اما حق نداریم چیزی رو به کسی دیکته کنیم چرا که انتخاب گری یکی از ویژگیهای منحصر بفرد انسانه که باید به اون احترام گذاشت .
اما اگر منظورت قضاوت ، ارزشگذاری و دسته بندی افراد باشه ، باید بگم به شدت از اون دوری می کنم . چون فکر می کنم آدمها موجودات پیچیده ای هستند که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی نمی شه به صورت مطلق و قاطع در مورد اونها نظر داد. البته ما در طول زندگی و برای اینکه بتونیم نقشهای مختلفمون رو (در خونه ، مدرسه ،خیابون ، محیط کار ، دانشگاه و ... ) ایفا کنیم ناگزیریم برحسب یک شناخت نسبی از دیگران ، حریم ها و رفتارها و اعمالمون رو در ارتباط با اونها تعریف کنیم اما حق قضاوت و مطلق نگری در مورد کسی رو نداریم .

-خوشحالم که از من خوشت میاد و خوشحال تر می شم اگر بتونی بهم بگی از چه چیز من خوشت میاد . و به احتمال قوی دلیل بد اومدنت از نحوه ی شرکت من در بحثها هم برمی گرده به اختلاف نظر اساسی ما در برخی از مسائل (مسبوق به سابقه).

-از این نظر باید عذرخواهی کنم . این مساله شاید برمیگرده به اختلاف نظرهایی که با هم داریم . البته همونطور که قبلا بهت گفتم از نوشتار و قضاوتهای تندت گاهی عصبانی شدم اما این تنها دلیل سر نزدن به وبلاگت نبوده ، در اغلب اوقات مشغولیات زیادم منو شرمنده ی اطرافیانم می کنه . اما سعی می کنم این بی توجهی رو جبران کنم .

-می دونی که با این موضع که همیشه خودمون رو حق به جانب بدونیم و دیگران رو خطاکار ، به شدت مخالفم چون گاهی ممکنه عکسش هم صادق باشه در حالی که خودمون اینو ندونیم. اما فکر می کنم هرچیزی ولو کوچک می تونه باعث بیداری و روشنگری هرکسی بشه . مدیر ، من ، تو و ... بستگی داره آدم از چه دریچه ای روشنی رو ببینه و بیداری رو با چه طعمی مزمزه کنه ...

سلام ،
ممنون که حال هادی برات با اهمیته ، راستش ایشون سرطانش خوش خیم تشخیص داده شد و الان هم 4 بار شیمی درمانی شده و 4 بار دیگه مونده که دکتر یقین داده که مشکل برطرف شده و انشاالله تا 4-5 ماه دیگه همه چیز حل می شه ضمن اینکه هفته ی پیش تونستم یک هفته ببرمش مشهد پا بوس امام رضا (ع)
با قسمت آخر حرفت کاملا ً موافقم و همیشه این ابوالفضل رو با همین منطق نصیحت می کنم ولی اصلا ً تو گوشش نمیره یا دوست نداره بره یا اونقدر چرندیات تو مغزش ملکه شده که دیگه اصلا حرف حساب سرش نمی شه .

خوب حالا بعد از خوندن این کلمات اولین کلمه ای که به ذهنت میرسه رو بگو !
1- معشوق همینجاست
2- 118
3- طاهره
4- ابوالفضل (ع) (البته منظورم از نوع سنگتراشانشه )
5- مولانا علیه الرحمه
6- سید حسن نصرالله
7- امام خمینی (ره)
8- خسرو گلسرخی
9-دکتر شریعتی
10- استاد مطهری
11- امام حسن مجتبی (ع)

عجب تیم فوتبالی میشن این 11 نفر فکرشو بکن !!!:D