به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,707
    سطح
    24
    Points: 1,707, Level: 24
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    150

    تشکرشده 157 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سمینار چرا ازدواج از دکتر هلاکویی

    بخش دوم :

    11) شغل و کار و درآمد مورد یازدهم است. این مسأله بیشتر در آقایان شایع تر است. سعی می کنند شغل و درآمد بهتری داشته باشند تا با کسی که از او به نحوی بالاتر است ازدواج کنند و درآمد بیشتر به عنوان وجهه و برگ برنده آنها در این انتخاب خواهد بود. مثلاً قصد دارند با خانمی بسیار زیباتر از خود ازدواج کنند.انتخاب درست آن است که شما با فردی مناسب و نه فردی که الزاماً بهترین قیافه را داشته باشد یا خانواده اش صاحب منسب یا نفوذ اجتماعی بالا داشته باشد، ازدواج کنید.
    12) موقعیت و مقام. فرد تصمیم می گیرد تا زمانی که در شغل خودش به جای بالایی نرسیده دست به کار دیگری مانند ازدواج نزند و سعی می کند تمام تلاش و تمرکز خود را بر روی شغل و هدف شغلیش می گذارد و می گوید اگر مثلاً مدیر بخش خودم شدم آنگاه ازدواج خواهم کرد.وابسته کردن یک کار به کار دیگر بسیار غلط است مانند اینکه شما برآورد کنید که در طول سال چقدر از هر ویتامین را نیاز دارید و برنامه غذایی خود را به نحوی تنظیم کنید که در ماه اول تمام احتیاج یک ساله بدن خود به انواع ویتامینها را مصرف کنید و در ماه بعد کل میزان نیاز بدن به پروتئین را و ... مشخصاً شما با این برنامه از پای درخواهید آمد. اینکه در جامعه ما عنوان می کنند اول درست را بخوان بعد برو سربازی و بعد کار پیدا کن و بعد ازدواج کن و ... گرفتاری فرهنگی جامعه ماست.
    13) ترتیب تولد. مطالعات نشان می دهد که اگر بچه اول باشید شما خیلی به تولد بچه های بعد حسودی کرده اید و حرص خورده اید. یا اگر بچه آخر باشید چون همه چیز را برایتان آماده کرده اید دچار ضعف و زبونی می شوید. چرا که هیچ وقت بزرگترها به او اجازه نداده اند خودش تصمیم بگیرد و امتحان کند. به همین دلیل کودکی از نظر بچه های آخر مترادف ضعف و زبونی است و در نتیجه از بچه داشتن بیزارند. به همین دلیل پدر و مادرها نباید اجازه بدهند هیچ کودکی نقش پدر یا مادر را برای خواهر و برادر کوچکتر خود ایفا کند.
    14) تنوع پرستی معضل بعدی است. فرد به یک زن یا مرد قانع نمی باشد
    15) زیاده خواهی و حرص. مطالعات نشان می دهد انسان موجودی ناراضی است و لذا مثلاً فرد دوست دارد 5 زن داشته باشد، یکی برای مهمانی . یکی برای درآمد و ثروت زیادش و ... این مسأله تا بدانجا می تواند ادامه یابد که فرد در شب عروسی با دیدن مهمانان با خودش فکر می کند راستی اون هم بد نبودا ...
    16) ترس از اشتباه و شکست و طلاق مشکل بعدی است. باید دانست برخی پیروزیها و موفقیتها تنها با انجام اشتباه به دست می آیند. از همه اینها گذشته ازدواج ارتباطی است که به دلیل ماهیت خود می تواند به هم بخورد و موفقیت آمیز نباشد. حتی از نظر تکنیکی می گویند اگر کسی هستید که توانایی طلاق و جدایی را ندارید، به ازدواج فکر نکنید چرا که تمام پارامترهای این رابطه قابل کنترل نمی باشد.همچنین اگر با تصور اینکه اگر فرزند شما بمیرد دیگر قادر به ادامه زندگی نیستید به بچه دار شدن نباید فکر کرد.
    17) ترس از تغییر و دگرگونی در نظر ما عامل بعدی است. بسیاری از افراد از این مسأله می ترسند که اگر با معیارهای کنونی خود دست به انتخاب زدید و شش ماه دیگر نظرات شما و معیارهای شما برای ازدواج تغییر کرد چه باید بکنید یا اگر با معیارهای کنونی نزدیک ترین گزینه فرد X می باشد و شش ماه دیگر فرد Y پیدا شد که بسیار به معیارهای شما نزدیکتر باشد، آن وقت از این مسأله حسرت خواهید خورد. دو نکته در این خصوص وجود دارد اول آنکه همیشه این احتمال هست اما با انتخاب موضوع منتفی می گردد. مثلاً روزی که خانه ای می خرید شما از بین خانه های متفاوت دست به انتخاب می زنید ولی بالاخره زمانی که خانه خود را خریدید الزاماً بهترین خانه را نخریده اید چه بسا روز بعد از معامله خانه ای ارزانتر شیک تر و ... را دیدید. اما مسأله آن است که شما انتخاب خود را انجام داده اید و طبیعتاً دیگر حق انتخابی ندارید که وجود خانه ارزانتر و شیک تر بخواهد دغدغه ذهنی برای شما بیافریند. لذا بسیاری از زنان و مردان هستند که با توجه به این فکر غلط اینگونه به پیش می روند که می خواهند با تمام زنان و مردان آشنا شوند و سپس بهترین را انتخاب کنند که چنین امکانی برای فرد وجود ندارد. بنابراین این احتمال وجود دارد که نظر شما عوض بشود، بشود بعد از انتخاب دیگر مهم نیست ممکن است پشیمان شوید که ناشی از این تصور غلط شماست که هنوز حق انتخاب دارید. از نظر روانی مقایسه حالات اکثر اوقات اشتباه است مثلاً مقایسه بین مزه غذایی که امروز شما خوردید با غذایی که یک سال پیش خوردید شما دارید بین یک واقعیت (مزه غذا) و خاطره ای که از یک غذا را دارید مقایسه می کنید نه مزه دو غذا را. توجه کنید اگر مقایسه، شما را به اینجا برساند که فلانی از همسر من 30 تا 40 درصد بهتر است و انتخاب او درست تر بود، شک نکنید که مقایسه شما غلط است چرا که اعداد برتری دهی در حد 30 تا 40 درصد را ذهن شما ساخته اند. بنابراین اگر زن هستید همه مردها و اگر مردید همه زنها پس از ازدواج برای شما جنسیتشان را از دست می دهند و فقط برای شما یک انسان هستند. درست مثل کسی که بچه ای دارد و او را به مهدکودک می فرستد ظهر به دنبال بچه خود می آید و نمی گوید که بگذار یک بچه دیگر را که سفید تر و تپل تر و سالم تر است را انتخاب کنم بلکه فقط بچه خود را می خواهد.
    18) نگرانی شما از اینکه فرد مقابل شما عقیده و نظرش نسبت به شما تغییر کند و دیگر به شما علاقه ای نداشته باشد، عامل بازدارنده بعدی از ازدواج است. بنابراین بهترین کار این است شما به هنگام آشنایی عیوب خود را 10 تا 209 درصد بدتر به او بیان کنید و خوبیهای خودتان را هم 10 تا 20 درصد کمتر جلوه دهید تا پس از ازدواج فرد مقابل جا نخورد از مواجهه با خود واقعی شما در حالی که در فرهنگ ما این مسأله کاملاً بر عکس است عیوب خود را پنهان می کنیم و خود را بیش از آنچه هستیم خوب نشان می دهیم.
    19) گرفتاری فامیلی. مانند ذهنیت بدی که زنان به درست یا غلط از عمه خود به واسطه مادر خود دارند. یا مثلاً یکی از اقوام چیزی را در جمع خانواده شما بیان کرده که منجر به از دست رفتن آرامش خانواده شما شده و ترس شما از وجود چنین فردی در فامیل همسر خود دارید و به همین دلیل قید ازدواج را می زنید. بنابراین خیلی از پسرها و دختران ازدواج را دوست دارند اما حواشی آن، آنان را می ترساند مانند این دستورات مادر به فرزندش که عمه و عموهای همسرت را دعوت کن و خانه پدربزرگش برو ... مسأله روانی در ذهن جوانان ایجاد می کند. با خانواده فلانی بروید تفریح، چی بپوشید و غذا چی درست کنید و ...
    20) روابط قبلی مانع از ازدواج شما می شود. شما به علت رابطه عاطفی قبلی و یا ازدواج قبلی خود چنان آسیب دیده اید که حتی خطور این فکر که مجدداً به رابطه ای عاطفی روی بیاورید یا ازدواج کنید روان شما را به هم می ریزد.
    حال به ذکر دلایل درست ازدواج می پردازیم :
    1) عشق: روزی که دو تا انسان به مرحله عشق می رسند، می خواهند ازدواج کنند. توجه کنید که بایستی درک درستی از عشق داشت چون ما یک انسان بیمار(از نظر سلامت روانی) داریم که حالتی تند و شدید را در خودش احساس می کند و آن را عشق می داند. دوم آنکه انسانهای موجود در ابطه سالمند اما نوع ارتباط، بیمارگونه است و عشقهای حاصل بیمارگونه هستند و تا حدودی شبیه اعتیاد می باشد. بنابراین همانگونه که یک جراح مغز توانایی هایی دارد عاشق نیز خصوصیاتی را داراست. هرکسی عشق را به گمان خود تفسیر می کند و در دنیای علم بسیار بر روی این احساس تند و شدید مطالعه شده است و می دانیم در طول تاریخ این عشق از زمین دزدیده شده و به آسمان برده شده است و این عشقی که مفهوم انسانی دارد به یکباره جایگاه روحانی و انسانی و مذهبی پیدا کرده و غالب اوقات با واقعیات ارتباطی ندارد و اگر هم داشته باشد به درد پسر و دختر امروزه نمی خورد. مهم است که بدانیم علاقه ای که پسر و دختر در حالت معمولی و عادی به هم پیدا می کنند علاقه ای است که از مرحله خوش آمدن و دوست داشتن می گذرد و بعداً به مرحله عشق می رسد. عشق یک ظرفیت، آمادگی و یک هنر محسوب می شود. این مطلب را باید در نظر داشت که عشق بایستی در وجود فرد رشد کرده باشد تا بتوان رابطه عاشقانه برقرار کرد مانند آنکه فرد لازم است فارسی بداند تا بتوان با او راجع به چیزی بحث کرد و در نتیجه این تصور که عشق در وجود ماست غلط است. بنابراین آنچه که در رابطه بین زن و مرد ایجاد می شود ترشح دوپامین مغز است که احساسی تند و آتشین را در رابطه بین افراد ایجاد می کند و اگر بار اول این اتفاق بیفتد این احساس ناشی از ترشح دو پامین تا یک سال است و بعد مرتباً کاهش می یابد و در نهایت از بین می رود. تعریف عشق آن است که عشق یک احساس و هیجانی است و این احساس و هیجان عالی نتیجه آگاهی و شناخت است. لازم به ذکر است که این احساس یگانه و ویژه ناشی از شناخت ما را به جایی می رساند که راحتی فرد مقابل، پیشرفت او، آرامش او، کار او، سلامت او و خوشبخی او و ناراحتی او و من یکی است و دو طرفه است وهر یک از ما این احساس را داشته باشد، دیگری نیز خواهد داشت. توجه کنید که میزان شناختی که منجر به عشق گردد حاصل از حداقل 500 ساعت صحبت دو نفر است و در نتیجه بین دو نفر راجع به موارد بسیار زیادی بحث می شود. همچنین توجه کنید که جواب این پرسش که من کیستم این است که من یک خبرم در خودآگاه که مقدار زیادی از انرژی روانی متوجه اوست.
    روزی که شما عاشق کسی می شوید او نیز در خودآگاه شما قرار می گیرد و در نتیجه به نوعی شما همواره به او فکر می کنید که در نتیجه او نیز نه به اندازه خودتان بلکه به مقدار زیادی در خودآگاه شما جای می گیرد و در خودآگاه شما می نشیند و انرژی روانی زیادی از شما را به خود اختصاص می دهد.این حال، حال عشق است.
    توجه داشته باشید در نیمی از افراد زمینه اولیه جهت رشد عشق وجود ندارد و در بسیاری از کسانی که به دنبال عشقند شما می توانید اختلال شخصیت مهر طلبی را مشاهده نمایید.که دلیل اصلی تلاش آنها جهت یافتن عشق، خشکی وجود و عدم وجود زمینه لازم جهت بروز و پرورش این خصوصیت می باشد.توجه کنید بارها پیش آمده وقتی از کسی می پرسید چرا عاشق همسرتان شدید به شما می گوید که مثلاً از بوی عطرش خوشم آمد یا نامش را دوست داشتم یا اندام متناسب و قد بلندی داشت و ... نمی تواند دلیل منطقی ناشی از شخصیت وی به شما ارائه نماید. همچنین توجه داشته باشید که عشق در چارچوب اخلاق و عقلانیت قابل تعریف است و یک انسان عاشق باید عاقل و با اخلاق باشد و نمی توان پذیرفت زن و مردی که در رابطه ازدواج با دیگری هستند به هم عشق بورزند چرا که خارج از چارچوب اخلاق خواهد بود.
    2) رشد و تکامل دلیل دوم است. توجه به این نکته که انسان موجودی است که بایستی جهت حفظ بقای خود تعادل و توازن را در زندگی خود برقرار کند یک مسأله حیاتی است و دوم اینکه انسان تنها موجودی است که بایستی جهت تکامل خود، اگاهانه تعادل و آرامش خود را برهم بزند. توجه کنید که انسان بدون رشد کردن دچار افسردگی و سرخوردگی می گردد. به همین جهت است که بشر به گونه ای برنامه ریزی می کند که وقتی کودک وی در کلاس اول دبستان حضور یابد و تمامی مواردی را که باید بیاموزد، آموخت؛ آنگاه آگاهانه آرامش او را به هم می زند و او را به کلاس دوم می فرستد و او را در معرض این اضطراب مواجهه با چیزی جدید و ناشناخته قرار می دهد تا رشد کند. همیشه ازدواج بایستی درهای رشد و تکامل را به سوی شما باز کند. به همین جهت اگر شما وارد رابطه ای شوید که در آن متوقف شوید یا به عقب بازگردید غلط و اشتباه است. مثلاً اگر ازدواج شما منجر به آن گردد که شما در زمینه کاری یا تحصیلی پیشرفتی نکنید یا از نتیجه گرفتن از تحصیلات خود سرباز زنید، این رابطه غلط است. به همین دلیل است از آنجا که خانمها پس از ازدواج متوقف می شوند و رشد نمی کنند و از فعالیتهای اجتماعی باز می مانند منجر به آمار دو برابر افسردگی در خانمها می شود به نسبت آقایان. توجه به این نکته الزامی است که درست است که کودک انسانی پس از تولد به مراقبت تمام وقت یک نفر تا 2-3 سالگی نیاز دارد اما در این فاصله 2-3 سال نیز مراقب او(اغلب اوقات مادر) از برخورد با هیجانات او، گرفتاریهایی که او می آفریند و چالشی که در امر تعلیم و تربیت فرزند ایجاد می کند آموزشهای گسترده ای را در خصوص نحوه برخورد با رفتار کودک انسانی می اموزد لذا در این فاصله این والد مراقب نیز رشد کرده است. اما اگر این والد مراقب به بهانه رشد فرزند خود از 3 سالگی به بعد خود را از انجام فعالیتهای اجتماعی دور نگه دارد به خود خیانت کرده و موجب افسردگی خود خواهد شد چرا که از این سن به بعد نیاز کودک به مادر و مراقب کاهش می یابد و محیط لازم جهت رشد و تکاملش به خانه محدود نخواهد شد پس ضروری است که به بازی فداکاریهای غیر لازم و به نحوی سر باز زدن از رشد خود به بهانه اداره امور خانه و تربیت کودکان خاتمه داد.
    3) سلامت فیزیکی وروانی فرد حفظ شود. قرار نیست در رابطه درست ازدواج شما تحقیر شوید، در جنگ و جدال با همسر خود باشید، یا این رابطه به اضطراب و خشم منجر شود یا در صورت بیمار شدن پول کافی جهت درمان وجود نداشته باشد. اگر در رابطه ازدواجی سلامت فیزیک و روان شما بهبود نیابد رابطه درستی نیست حال اگر ناخودآگاه یکی از افراد تشویق به پرخوری در همسر خود نمود و بدین وسیله حتی سلامت فیزیکی همسر خود را به خطر انداخت آنگاه این رابطه نیاز به بازنگری دارد.
    4) خوشبختی دلیل دیگر ازدواج است. توجه کنید این جمله که فرد به خانه بخت برود از این ذهنیت غلط ناشی می شود که شما فرد بدبختی هستید و در این رابطه به یکباره با ازدواج با فرد دیگری که احتمالاً او نیز بدبخت است، خوشبخت می شوید. این ذهنیت غلط و نارواست و ذهنیت درست آن است که شما که فردی خوشبخت هستید با فرد خوشبخت دیگری ازدواج می کنید و در تداوم خوشبختی خود و او می کوشید. نکته ای که در این بین باید آن را مد نظر قرار داد آن است که ملاک خوشبختی میزان موفقیت و محبوبیت شما در شغل و اجتماع نیست. ممکن است شما فردی معتبر در زمینه تحصیلی خود باشید و دکترای تخصصی رشته خود را داشته باشید اما خوشبخت نباشید می توان به شما لفظ برنده را داد اما نه لفظ خوشبخت را. خوشبختی بحثی طولانی است که در سمینار خوشبختی توضیح داده شده است.
    5) تشکیل خانواده. دلایل متفاوت و متعددی هم از نظر علوم مختلف مانند ژنتیک و فیزیولوژی و فلسفه گرفته تا هنجارهای اجتماعی که بیان می کند این مدل زندگی است بر تشکیل خانواده تأکید می کند. همچنین مطالعات نشان می دهد افرادی که تصمیم به تجرد و عدم تشکیل خانواده می گیرند از تصمیم خود پشیمان و ناراحت می شوند.

  2. 8 کاربر از پست مفید siamak60 تشکرکرده اند .

    siamak60 (شنبه 22 مهر 91), sookoot (یکشنبه 23 تیر 92), اقای نجار (شنبه 22 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مشکلات زناشویی
    توسط mahtabgh در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 مرداد 94, 00:53
  2. پژوهش دانشگاهی درباره خیانت زناشویی
    توسط دانشجوی خانواده درمانی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 26 اسفند 93, 17:34
  3. سردی هر دومون در رابطه زناشویی
    توسط samantasara در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: جمعه 28 آذر 93, 19:09
  4. راههای مقابله با بحران ها در زندگی زناشویی (( حتما حتما بخوانید ))
    توسط مهاجر بي نشان در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 07 مرداد 91, 03:34
  5. بامشکل انتقام جویی چه کنم؟
    توسط javad.m در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 شهریور 90, 22:45

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.