1/8/1388
رفتار من در مقابل خانواده همسرم چگونه در جذب همسرم موثر خواهد بود؟ همراه باشم یا بی تفاوت
شما از 2 نوع واكنش خود در قبال خانواده همسرت صحبت كرديد.
يكي اينكه در اوايل سعي مي كرديد خيلي در قبال مشكلات مادر همسرتون واكنش نشان ندهيد.
دوم اينكه بعدها تصميم گرفتيد واكنش مناسب نشان دهيد.
اما مسئله اي كه مي توانست و مي تواند به شما كمك كند اينست كه با توجه به وابستگي احساسي كه همسرتان دارد، براي مدتي (حداكثر 6 ماه تا يكسال )، با همسرتان همراه شويد. اين بدين معني نيست كه براي هميشه با كارهايش كنار بياييد. به معني تاييد و تشويق و احترام او و احساسهايش با خانواده اش هست.
فلسفه اين كار اينست كه شما بعد از ازدواج نتوانستيد يكي شويد، يك تيم واحد و همبسته.
در واقع هميشه احساس رقابتي كه مادر ايشان با شما در رابطه با همسرتان داشته است، منجر شده است كه هميشه احساس شما در قبال «رفتار همسرت با خانواده اش » مثبت نباشد.
پس اگر بتوانيد به نوعي همسرتان را در اين امور احساسي نسبت به مادرش پذيرا باشيد و در كنارش باشيد و او را به خاطر احساسات مثبتش تشويق و تائيد كنيد، كم كم تو را جزء خودش مي داند چون احساساتتان شبيه هم مي شود. در آن وقت مي تواند گلايه هاي خودش را نسبت به خانواده اش با شما در ميان بگذارد، يا حتي به شما جذب شود.
اما اكنون احساس مي كند كه شما دو تيم متخاصم هستيد،و سعي مي كند تا جايي كه مي تواند مسائل احساسي كه نسبت به مادرش دارد با شما سانسور كند و از طرف ديگر احساساتش را نسبت به شما تا حدي با مادرش سانسور مي كند.
يك خانواده وقتي مرزهايش برجسته مي شود و مستقل مي شود و ديگران كمتر دخالت مي كنن كه نه در كلام بلكه در هم حسي قوي باشند و يكديگر را در آغوش احساسي بگيرند. يعني شما بايد همه انرژي خود را در تائيد و جذب احساسي همسرتان بگذاريد و كاري به خانواده اش نداشته باشيد. و حتي همان احساسي كه او با مادرش نشان مي دهد شما هم قويا همان احساس را نشان دهيد.
شايد سئوال پيش بيايد كه اينگونه همسرم بيشتر به مادرش وابسته مي شود، این طور نیست؟
بايد بگويم خير!
معمولا افراد به طرف كساني كه با آنها همراهي و هم حسي مي كنند جذب مي شوند و با او يكي مي شوند. اگر شما با همسرتان در دراز مدت هم احساسي كنيد و او را بابت رفتار اشتباه مادرش مواخذه نكنيد، يا حتي بي تفاوت نباشيد و او را تائيد كنيد. او احساس مي كند درون خانواده گرما و جذابيت كافي وجود دارد. پس كم كم وابستگي اش به خانواده اش كاهش مي يابد.
رفتار بي توجهي همسرتان به مشكلات مادرش در كنار روشي كه بنده پيشنهاد دادم مي تواند طي زمان كم كم مشكلات را حل كند.
معمولا قهر، غرغر، مقابله به مثل، و بي توجهي به احساسات خاص همسر منجر به بدتر شدن اوضاع مي شود. كما اينكه تا كنون هم همين طور شده است.
شما بايد ميزان حساسيت خود را نسبت به همسر و خانواده اش را در كوتاه مدت به شدت كاهش دهيد تا در درازمدت ارتباط عميقي بين شما و همسرتان ايجاد شود.
هرگز نبايد همسرتان خود را در بين دو راهي احساسي شما و خانواده اش احساس كند. در چنين مواردي همسر شما مستاصل شده و تصميمات اشتباه مي گيرد.
بهتر است كه شما يك راه را در ابتدا حذف كنيد. آن هم راه خودتان هست. و كاملا در كنار همسرتان قرار بگيرد. به مرور كه همسرتان از تعارض احساسي و دو راهي آزاد مي شود، متوجه مي شود كه شما در كنارش و با او يكي هستيد و اين همبستگي درون خانوادگي شما را افزايش مي دهد.
خلاصه و نتيجه گيري:
براي كوتاه مدت بين 6 ماه تا يكسال دقيقا همان منشي را در قبال خانواده همسرت در پيش بگير كه همسرت در پيش مي گيرد. و اينگونه همسرت را از تعارض خارج كن و مورد تائيد و تشويق قرار بده.
اين باعث مي شود كه همسرت احساس مثبت و قوي نسبت به شما پيدا كند و با شما همراهي بيشتري داشته و حرفهايش را با شما در ميان بگذرد.
به هيچ وجه از رفتارهاي تهاجمي، قهر، غرغر، محكوم كردن، بي تفاوتي، و احساسات منفي در اين ميان استفاده نكن كه نتيجه اش روز به روز بدتر مي شود.









علاقه مندی ها (Bookmarks)