سلام دوستان نمیدونم تاپیک قبلیم رو خوندین یا نه .. در واقع میخوام سوالم رو جامع تر و کامل تر مطرح کنم .
http://www.hamdardi.net/thread-25800.html
شرایطم رو میدونین فقط میخوام چند تا نکته که فک میکنم مهمه رو بهتون بگم.
اول اینکه خانمم با مشاور صحبت کرده ( البته من حدود 10 روزه اصلا نه دیدمش نه چیزی به خواست خودش ) من با مشاور صحبت کردم و گفت خانم شما بدون علاقه و کشش اولیه با شما ازدواج کرده و منتظر بوده بعد از عقد این علاقه و مهر بوجود بیاد که بعد از 2 ماه هنوز به وجود نیومده. اینو بگم که خانمم ده سالگی پدرش رو از دست داده و فک کنم یه جورایی دوست داشته مث پدر به یکی تکیه کنه.
بهش گفتم چرا نخواسته بیشتر اشنا بشیم گفت خانوادش ازت تعریف کردن و روی اون تعریف ها تصمیم گرفته ( البته به زور و اجبار نبوده ) و اینکه مادرش مخالف نامزد شدن بوده و گفته از اول عقد که دختره مخالفت کرده ولی به جایی نرسیده .
حالا ایراد کار اینه که این علاقه اولیه بوجود نیومده و به این دلیل تمام رفتارای من زیر ذره بین بوده و سوالایی تو ذهنش بوجود اومده :
چرا شوهرم زیادی انعطاف داره ؟ من چطوری میتونم به همچین مردی تکیه کنم ؟ چرا همه خواسته هامو قبول میکنه ؟ چرا همش دنبال منه و همش اون احوال میپرسه...
که البته مشاور گفت اگر علاقه اولیه بود این فکرا رو نمیکرد چون باید بدونه تو تجربت کمه و به مرور این تجربه ها و مردونگیت بهتر میشه .
حالا قرار شده اون معیار هاشو روی کاغذ بنویسه و خوبی های من رو هم بنویسه و باز با مشاور صحبت کنیم . فقط خواهشم اینه که اگر دوستان باتجربه چیزی یا راهی به ذهنشون میرسه که ممکنه به ذهن ما نرسه حتما بگن .
با تشکر قبلی
تو پست قبلی هم گفتم مثلا سر حجابش اوایل بحث میکردیم ولی من کوتاه اومدم و یا سر رفت و امد با دوستانش و ... که من واقعا مشکلی نداشتم و بهشم گفتم
ولی چون اولش مقاومت کردم فک میکنه دربرابرش زود تسلیم شدم و مرد نیستم..
واقعا موندم چکار کنم ...









علاقه مندی ها (Bookmarks)