به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 بهمن 91 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-14
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    473
    سطح
    9
    Points: 473, Level: 9
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    167

    تشکرشده 174 در 72 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تغییر ناگهانی رفتار

    سلام
    من چندوقتیه با خواهر دوستم به قصد ازدواج آشنا شدم، خوب از همون اول دوستم و خانواده خودمون رو در جریان گذاشتم، چون هردو مطلقه هستیم ازم خواست که قبل از اینکه اتفاقی بیفته بیشتر باهم آشنا بشیم
    مدتی باهم تلنفی صحبت کردیم و واقعا به تفاهم رسیدیم از هرجهت به همدیگه میخوریم، هیچ مشکلی نداریم باهمدیگه و همدیگه رو واقعا دوست داریم
    این گذشت تا قرار شد به داداشش که دوست من باشه جواب رو بده تا دوستم به من منتقل کنه برای ادامه جریان
    اما از اون شبی که این حرف رو زدن به شدت رفتارش با من سرد شده، دوستم بهم گفت که خواهرم گفته من یه مشاور دارم که باید حتمن تو هم بیای و چند جلسه باهاش حرف بزنی قبل از هرچیری
    خوب من موافقم اما تغییر ناگهانی رفتارش و اینکه میگه دیگه باهم ارتباط تلفنی نداشته باشیم تا وقتی که همه چیز رسمی شد رو نمیتونم درک کنم
    چون تو این مدت خیلی بهش وابسته شدم و حتی فکر اینکه یک لحظه از عمرم رو بدون حضورش بگذرونم واسم دیوانه کننده‌ست
    تحملم تموم شد و باهاش حرف زدم گفت میخوام جدا از احساسات تصمیم بگیرم چون نمیخوام هردوتامون دوباره تو زندگی شکست بخوریم
    با توجه به اینکه از همه لحاظ به همدیگه میخوریم و اون همه عشق و علاقه ای که بین ما بود رفتار حالاش برام قابل درک نیست
    البته از یه نظر به فکرم اومد که منطقیه چون جدا از احساساتی بودن خودمو آدم منطقیی میدونم
    از شما دوستای عزیزم میخوام که بهم کمک کنید تا آروم بشم
    چون از قرار معلوم با جریان مشاوره و .... همه کارا به بعد از محرم و صفر موکول میشه و من از ترس از دست دادنش دارم دیوونه میشم. چون دوماه تحمل کردن واقعا واسم سخته و خانواده من هم به شدت معتقد هستن که تو این دوماه هیچ کاری رو انجام نمیدن
    البته ایشون به من اطمینان دارن که اصلا براشون مهم نیست که دوماه عقب بیفته و این فرصت بهتری میشه برای شناخت....
    ممنونم از اینکه نوشته هامو خوندید
    حالا شما بگید چیکار کنم؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamedhd تشکرکرده است .

    hamedhd (چهارشنبه 17 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 98
    آخرين نوشته: شنبه 05 مهر 93, 01:51
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اردیبهشت 93, 09:49
  3. میخوام تغییرکنم...
    توسط tamanna139269 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: شنبه 29 تیر 92, 22:43
  4. آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟
    توسط خاموش در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 فروردین 90, 12:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.