من هيچ نيازيم تو اين رابطه رفع نمى شه اكثر مواقع دارم تحملش مى كنم، مى تونيد به يه آدم ضعيف تكيه كنيد؟ كارى به گريه ديروزش هم ندارم قبلا هم گريه كرده سر هيچى مشاورم ديدش گفت بچه و خام و پرت از زندگى هستش ، نه كار داره نه پول نه هيچى فقط مى گه دوستم داره ، آقا مهران درست مى گن مشكل اصلى خودمم كه ازدواج واسم زود بود اونم يه ازدواج بدون علاقه و از لجبازى! نمى خوام زندگى اين پسرم بيشتر از اين خراب كنم الن جدا شيم بهتره تا ده سال ديگه ، من نمى دونم چرا چمه سعى هم كردم حسم درست شه اما وقتى بهم نزديك ميشه يا بوسم مى كنه اصلا حسى ندارم اصلاااااااا. من گيج شدم فكر كردم كمكم مى كنيد اما يه سرى مى گين جدا شو يه سرى مى گين نشو ! آيا ممكنه من عاشقش شم؟ ٧ ماه كم بود؟ مشاورم گفت اين آدمى نيست كه تو عاشقش شى، خواهش مى كنم كمك كنيد يه تصميم محكم و درست بگيرم! دليل من واسه طلاق اينه كه احساسم بهش در حد يه هم كلاسي هست نه شوهر! دوستان طلاق خيلى اشتباس؟ اگر من با اين حس بخوام باهاش عروسى كنم و برم تو يه خونه ترجيح مى دم بجا لباس عروس برم تو كفن! من يه شب باهاشم فرداش تبخال مى زنم! مى دونم پاكه سادس اما اى كاش همون هم كلاسى مى مونديم نه خودم رو به اين وضع مى انداختم نه اين بنده خدارو عذاب وجدان دارم ، از آيدم مى ترسم، كمكم كنيد

ما الان تو يه خونه نرفتيم بهتر جدا شيم تا بعد، اگر شوهرمم الان بره يك سال ديگه به خودش مى ياد و اگر با كسى كه علاقه دو طرفه هست و به يه ميزان و در سطح خودش ازدواج كنه خيلى خوشبختر ميشه.

نمى خوام بدون عشق برم زير يه سقف