اي كاش مي شد برمي گشتم به يه ماه و نيم قبل
اي كاش هيچگاه ايشون رو تو دانشگاه نمي ديدم
اي كاش هيچگاه با هم درس مشترك نمگرفتيم
اي كاش هيچگاه به اين دانشگاه نمي رفتم
و صد اي كاش ديگه

خسته شدم از اينكه هيچ كسي منو درك نمي كنه خستم از اين زندگي كه هيچ وقت به انچه مي خواهي نمي رسي خسته ام از اين همه بي رحمي خسته ام از اين همه رنج خسته ام از اين همه فرق و خسته ام از اين همه ...

نمیدانم این عشق یک طرفه چقدر دوام می آورد
نمیدانم اصلا عشق مرا باور داری یا نه
نمیدانم تا چه زمانی من عاشقانه تو را دوست می دارم
و تو بی رحمانه مرا از خود میرانی
نمی دانم چه زمانی باور می کنی که من جز تو کسی را
نمی بینم و نمیخواهم که ببینم
نمیدانم اخر قصه ی ما به کجا ختم می شود
فقط امیدوارم روزی که من و عشقم را باور می کنی
خیلی دیر نشده باشد…

زماني كه اين راز تو دلم بود خيلي راحتر بودم تمركز بيشتري داشتم راحتتر درس مي خوندم اما الان احساس پشيموني مي كنم الان فهميدم انسان نبايد رازهاشو حتي با خانوادش در ميون بزاره.
دارم نابود مي شم احساس پوچي مي كنم. دلم مي خواد فرياد بزنم...