آخ تازه میفهمم بی دل چی میگه و چه قدر آدم از منفعل بودن یه نفر حرصش میگیره!!
واسه کتک خوردن از بابات فقط میتونم بگم سعی کن کمتر کتک بخوری چون نه میشه زد نه میشه جواب داد نه میشه توهین کرد
اما برای کتک خوردن از برادرهای کوچکت
واقعا وایمیستی از داداش کوچکترهات کتک بخوری؟؟!!اصلا روت میشه اینو تعریف کنی که صاف صاف نگاشون میکنی و اونا کتکت میزنن!!!!!!!!!!!!!
باباتو دیگه کی هستی!!!!
الان به بهونه ی اصلاحت میزننت و دوروز دیگه میشی کیسه بکسشون .
تحت هیچ شرایطی حق ندارن تورو بزنن.خدا زبون داده واسه حرف زدن و دیگه دوره ی این نیست که مثله عصر حجر حرفشونو با کتک به کرسی بشونن
پس از این به بعد هر وقت خواستن بزنن اول اینکه محیط رو ترک کن دوم اینکه کم نیار اگه تونستی از خودت دفاع کن(حالا نه با گلدون و این چیزا بازبون ,اون هم نه با فحش و بد و بیراه) و با مادرت صمیمی تر شو بذار ازت دفاع کنه, در مقابل مادرت جبهه نگیر.مادر تنها کسیه که میتونه از دخترش حمایت کنه و آسیب پذیریشو کمتر کنه.رابطه تو با مادرت صمیمی تر کن.
بعد اینکه تا حدودی رفتار شما هم اشتباهه اصلا چرا یه رابطه ی تلفنی رو شروع کردی که کار به اینجا برسه.الان هم هی مدام نگو تلفن رو وصل کن تلفن رو وصل کن بذار متوجه بشن برات کم اهمیت شده و اگه تلفن وصل شه دیگه کاری باهاش نداری خودشون وصلش میکنن.به درست برس اینکه ببینن فقط فکرت به ازدواجه و هی روش تاکید میکنی ممکنه نتیجه ی عکس بده.همین که رابطه ات با مادرت صمیمی تر شد میتونی بهش بگی که چه قد دوست داری ازدواج کنی ولی نمیزارن(تا وقتی هنوز راه صمیمیت با مادرت رو چک نکردی سراغ فامیلا برای کمک نرو وضع بدتر میشه)
درضمن بهتره که قبل از پیدا شدن خواستگار این مساله رو حل کنی و متوجه بشن چه قد به ازدواج نیاز داری که با اومدن خواستگار سریع رد نکنن. چون اون زمان ممکنه تاثیر حرفت کمتر باشه
به هر حال خودت باید یه کاری بکنی و نشستن و غصه خوردن و تعریف کردنشون هیچ نتیجه ای نداره!الان 25 سالته و اگه دست دست کنی چند سال دیگه میشه 30 سالت و باید بشینی غصه بخوری که حالا که میزارن ازدواج کنم چرا خواستگار ندارم!اصلا برفرض اون زمان بتونی ازدواج کنی 5 سال کیس های خوب و فرصت یه زندگی عاشقانه رو ازدست دادی به خاطر منفعل بودنت!








علاقه مندی ها (Bookmarks)