به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 62

Threaded View

  1. #11
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختري را دوست دارم اما نمي دانم چه كاري درست است.

    از یلدای مهربان ممنونم
    یلدا جان خواهر خوبم این تایپیکو خوندم بسیار خوب و مفید بود.
    احساس خیلی بدی دارم یجورایی حالم گرفتس از بس تایپیک شکست خوندم از بس مقاله دیدم که فقط ترس در دل آدم می ندازه از بس اطرافیان و دوستان از زندگی می نالنن.
    از اینکه همه دارن به دنیا فحش می دن دارن از خدا شکایت می کنن هیچکی مهربون نیست هیچکی یاد خدا نیست همه نماز می خونن اما به اندازه یه قرار ملاقات ساده براش وقت نمی زارن و براشون مهم نیست. همه فراموش کردن برا چی امدن خیلی دلم پره یه جورایی از همه شاکی هستم دلم می خواد داد بزنم بگم یواش تر کجا داریم می رین برا چی آمدین که دارین می رین...( شرمنده ربطی به موضوع نداشت اما دلم پره حالم گرفتس)
    یه جورایی اصلا به اشتباه کردم افتادم اصلا پشیمون شدم بابا فهمیدم زندگی یعنی مشکل یعنی بدهی، دروغ، محدود شدن، عقب افتادن تنهایی، دعوا، فریب و...
    فهمیدم و منصرف شدم
    آخه یکی بگه صابر توکه از ازدواج متنفر بودی چرا توکه برا همه از بدی های ازدواج صحبت می کردی چرا
    بخدا اینقدر تو این دوماه بهم فشار آمده دستم ب موی سرم می خوره می ریزه
    اینقدر بهم فشار آمد که حد نداره
    ولی
    به چه زبانی بگم من این خانم را دوست دارم
    بابا از ازدواج ترسیدم از دوست داشتن ترسیدم از دیدن ایشون تو دانشگاه می ترسم
    گیج گیجم عصبی شدم
    اصلا نمی دونم می خوام چیکار کنم
    از یه طرف فکر ندیدن این خانم عذابم می ده از طرفی می بینمش غم های دنیا روم آوار می شه و میشه این حالی که الان دارم از طرفی دیگه من جون بی خیالی نیستم و از الان برا آینده برنامه ریزی کردم اما می ترسم از آینده نیومده می ترسم اصلا از خودم می ترسم یه جورایی ته دلم جواب این خانم رو می دونه و جوابشو نه هست نمی دونم چرا این حس رو دارم
    خیلی حالم بده............................................ .....................................
    کم آوردم درست فهمیدین کم آوردم
    دارم کم کم به این نتیجه می رم که بهترین کارو دوستانم می کنن که با چندین نفر رابطه دارن و هیچ وقت این حال منو تجربه نمی کنن خیلی حس بدیه امیدوارم هیچکدومتون حتی یه لحظه حالمنو تجربه نکنین


    سلام صابر عزیز. علیک سلام دوست بزرگوارم
    فعلا صبرکن. چشم یه جورایی تصمیم گرفتم برا همیشه صبر کنم
    اگر به معنیه اسمت نگاه کنی یعنی صابر : صبر کننده بله صابر یعنی صبور درسته ولی ای کاش منو از نزدیک می شناختی تا هیچ وقت اینو ازم نمی خواستی ...(دوستانم منو به صبر بیش از حدم می شناسن)
    خداوند هم صابران را دوست داره والله یحب الصبرین. ماهم خداوند را دوست داریم خیلی زیاد
    فعلا نرو جلو. چشم خودمم به این نتیجه رسیدم فعلا من موندمو یه بالشتو یه گریه بی صدا
    بپر هم بذار بپره. دل ماهم به درگ کی به ما نگاه می کنه آخه
    حتما قسمت نبوده. بله کلا ما هر جا کم می یاریم می شه قسمت بیچاره قسمت
    و باز هم ممنون

    سلام سلام بر شما
    چرا اقدام نکنه H.M عزیز؟
    به نظر من این فکر و خیالها داره روی درس خوندن و تمرکز صابر جان تاثیر منفی میذاره. به نظر من یک آشنایی مختصر توسط خانوده ها و فهمیدن مزه دهن دختر خانم اصلا هم کار اشتباهی نیست
    درس خوندن و تمرکز منو داغون کرده چند کیلومتر اونور ترم رفته
    وقتی جواب خودمو خودم می دونم چرا برم جلو.........


    امشب خیلی دل گیرم نمی خوام از کلمه نا امید استفاده کنم که از رحمت خدا هیچ وقت نا امید نمی شم اما دلم گرفته بسیار زیاد....
    از همه ممنونم یه دنیا آرزوی خوب دارم برای شما دوستان خوب

  2. 3 کاربر از پست مفید صاعد تشکرکرده اند .

    صاعد (دوشنبه 13 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم بابچه مخالف است ومن به شدت بچه دوست دارم
    توسط آزیتا546 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 تیر 91, 12:46
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 بهمن 90, 20:16
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. همسرتان را آن گونه كه هست دوست بداريد
    توسط دانه در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 87, 09:50

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.