ایرسا ی عزیز
خوشحالم که شما را در جمع عزیزان همدردی می بینم
خوش آمدی
درک می کنم که چقدر نگران هستی عزیزم ، حق داری برای زندگیت نگران باشی و احساس مسئولیت داشته باشی .
تحسینت میکنم که هوای شوهرت را داری. خوشحالم که از زندگیت راضی هستی
. و بهت تبریک میگم بخاطر خانواده همسری به این خوبی
. قدرشون را بدان
عزیز جان
خواهرت وهمسرش اجازه هیچگونه دخالتی در زندگی شما ندارند .جرأتمندانه و محکم در مقابل آنها بایست . جرأتمندی نیز به معنی تندی نیست بلکه اقتدار و قاطعیت در کلام و چره و لحن و نحوه مدیریت کردن هست .
به آنها بگو سرتون نوی زندگی خودتون باشه و اجازه ندارید در زندگی ما دخالت کنید، برای راحتی شما هم ما رابطه ای با شما نخواهیم داشت .
مدتی ارتباط نداشته باش .
شوهرت را درگیر نکن ، خودت محکم بایست و اگر رفتار ناشایستی با خانواده شوهر یا شوهرت داشتند . شما عذر خواهی کن و بگو من اجازه نمیدم کسی مشکلی در زندگیم بوجود بیاره . و به همسرت هم اطمینان بده که برای شما ، همسرت در اولویته و بقیه در جای خود مورد احترام هستند اما اجازه دخالت ندارند . البته هرجا لازم شد و اونها آشکار با شوهرت برخوردی داشتند اینرا بگو .
خیلی عاقلانه رفتار کرده ای که حرفهای آنها را به همسرت منتقل نکرده ای ، آفرین. با همین عقلانیت میتوانی در ادامه هم مدیریت کنی .
با همسرت صحبت کن ببین می توانید محل سکونت را تغییر بدهید . بگو می ترسم از ناحیه همسر خواهرم رفتار ناخوشایندی با شما بشه و من شرمنده بشم یا درگیری پیش بیاد که من خوشایندم نیست اینه که اگر بشه محل زندگی را تغییر دهیم بهترهست .
مابه علت رفتار اونها کار نداریم . مهم اینه که رفتار درستی نیست و شما تا کنون خوب عمل کرده ای اما کمی قاطعیت نیاز هست داشته باشی .
شما در مقابل مادرت وظیفه داری نهایت احترام را داشته باشی . وقتی به حرف اونها تماس میگیره و چیزی میگه ، بگذار حرفهاش رو بزنه ، بعدش بگو مامان من خیلی دوستت دارم . میدونم تو هم بچه هاتو خیلی دوست داری ، تو الآن جای پدر را هم برای ما پر کرده ای . مگر خوشبختی ما آرزوی تو نیست ؟ مطمئناً میگه چرا هست . بگو من خوشبختم ، از زندگیم راضیم . انتظار دارم شما هم خوشحال باشی . بگو از شما بعیده شما که دنیا دیده ای نباید حرف دیگری را زود قبول کنی و برخورد کنی و تهدید کنی و ... هنوزم باورم نمیشه . تا چیزی را با چشم خودت ندیدی باور نکن . اون اطلاعیه برای همه اعضاء آپارتمان بوده چون بچه طبقه سوم نا موقع سر و صدا راه انداخته بود و پدر شوهرم نگران شوهر خواهرم بود که شب کاره و اینموقع باید استراحت کنه و این اطلاعیه را داد .
این واقعیت ماجرا بوده ، چه شما باور کنی چه نکنی . در مقابل مادرت با ملایمت محترمانه ،رفتار کن اما برای زندگیت و حفظ آن در مقابل هرکسی در عین احترام قاطع باش و خودت مدیریت کن تا پیش نیاد که شوهرت وارد شود .
موفق باشی
.







. خوشحالم که از زندگیت راضی هستی
. و بهت تبریک میگم بخاطر خانواده همسری به این خوبی
. قدرشون را بدان

علاقه مندی ها (Bookmarks)