به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت و اعتراف به ازدواج اجباری شوهرم

    سلام دوستان
    ممنون از ارسالهای همه شما...
    جزییات داستان خیانت رو براتون باز نمیکنم به دلیل اینکه برای خودم یادآوری میشه و باز افکارم رو بهم میریزه .. معذرت که زیر قولم زدم .

    ولی چند روز پیش از محل کارم با یکی از همکارهای آقا برگشتم چون محل کارمون بیرون شهره و به راحتی وسیله نقلیه پیدا نمیشه ... یا همسرم میاد دنبالم یا با آژانس بر میگردم .. همسرم اصلا دوست نداره من با همکارام بیام ولی من اون روز اینکارو کردم ... وقتی فهمید خیلی ناراحت شد و سر و صدا کرد

    منم بهش گفتم :
    با رفتارهایی که این چند وقت با من داشتی اصلا برام مهم نیست که چطور رفتار کنم دیگه خواسته های تو برام اهمیت نداره که بهشون توجه کنم ..

    وقتی شما خودت دنبال چت و دوستی با دخترا میری و منم به هر دری میزنم و دست برنمیداری ، وقتی میبینم به جای زندگی به فکر خوش گذرونی با دوستاتی و هر چی بهت میگم فایده نداره ، منم تورو رها کردم دیگه زدم به بی خیالی هر کاری دلت میخواد بکن .... کم کم نسب بهت بی اهمیت شدم منم واقعا برام اهمیتی نداره که تو دوست نداری من با ماشین همکارم بیام ....

    یه خورده غر زد و دوباره گفت من اشتباه کردم با تو ازدواج کردم فلانی یه دختر پول دار گرفته و پدر خانومش بهش فلان ماشین رو داده .... (من نمیدونم این چیزا چه ربطی به این دعوا داشت )
    حرف آخر من این بود که منم از این زندگی خسته ام دیکه ذوق و شوقی ندارم ...

    همین باعث شد بهش تلنگری زده بشه و به خودش بیاد که داره عشق رو تو زندگیمون میکشه .
    فردای اونروز اومد بهم گفت دیگه نمیخوام برم سفره خونه ... تصمیم گرفتم ساعات بیکاری کنار هم باشیم .. تو هم هر وقت به چیزی مشکوک شدی بکو برات توضیح بدم ..

    یه جورایی سرش به سنک خورده و این چند روز حسابی به من میرسه محبت میکنه

    ولی متاسفانه من خیلی تو افکارم تغییر ایجاد نشده وو دیگه حوصلشو ندارم مثل قبل ... قبلا هر کاری میکردم که رابطمون خوب باشه ولی الان هرچقدر با خودم کلنجار میرم نمیشه

    زیبا جان شما که کارشناس خیانتی به این مرحله رسیدی چه کردی؟

    از سایر دوستان هم خواهش میکنم نظراتشون رو بگن ...
    واقعا دلگرمم میکنین

  2. 2 کاربر از پست مفید *گل یخ* تشکرکرده اند .

    *گل یخ* (سه شنبه 21 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با همسر معتادم چه کنم
    توسط روناک محمدی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 تیر 97, 22:55
  2. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  3. چطور بدون قهر کردن، اعتراضم را به همسرم اعلام کنم؟
    توسط هستی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 23 دی 90, 00:08
  4. اعتراف به خیانت
    توسط dorsa65 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مرداد 90, 11:43
  5. اعتراض به قوانین تالار
    توسط ashnayedirooz در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 دی 89, 12:59

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.