پدر بزرگ عزیز.برادر بزرگوار.همسر من خودش واضحا داره به خیانت وکار کثیفی که کرده اعتراف میکنه.واضح بخ من میگه اون خامم برام دلبری کرد منو اغوا کرد میاومد تو اتاق وسیله بذاره روی میزم میاومد پشت میز من که به زور از کنار صندلی من رد بشه ومنو تحریک کنه.ببخشید ولی میشه بگید مشکلات اون خانم به همسر من چه ربطی داره که باید براش حل کنه؟مگه همسر من کلانتره که بهش حق میدید؟اون خانم خودش شوهر داشت چند تابرادر داشت پدرو مادر داشت شوهر من کی اون میشد ؟ شاید اینکه همسر من در طول روز 5-6 مرتبه ایشون رو بغل میکرده وازش بوسه میگرفته برای حل مشکلات روحی اون خانم بوده وهمسرم به قصد خیرخواهی این ثوابو میکرده. واقعا توجیهات شما برای من جالبه اگه تو این 11سال نرفته دنبال این کارها،دلایل مختلفی داشته :
1.ارتباط ما قبلا بسیار صمیمیتر بود
2.تا4 سال پیش ما درس میخوندیم و وقت سر خاروندن نداشتیم.
3.وضع مالیمون خیلی خوب نبود چون تازه درسمون تموم شده بودو کلی مشکلات داشتیم.
4.همسرم بعد از شروع به کار وخوب شدن اوضاعش دچار خود بزرگ بینی بودوخیلی به خودش افتخار میکرد.
5.همسرم اینجا اولین محیط کارش بود(بعد از فارغ التحصیلی) واون خانم هم تنها زن منحرف تو محیط کارمون بود(محل کار ما حدود 40تا پرسنل داره) مثلا نحوه آرایش یا حرف زدن و چشموابرو اومدنش تابلو بود که چکارست برای مثال نگین روی دندونش زده بود!!!
6.ارتباط همسرم وگفتگوهاش با اون خانم وچندتااز زیر دستامون بیش از حد صمیمی ودوستانه وخودمونی وخارج از رابطه منشی وکارفرما بود؛بطوریکه من بارها در این مورد بهش تذکر داده بودم.میدونید مجاورت،موانست میاره و...!
اینها دلایلی هستند که من فکر میکنم.منتظرنظرات شما دوستان هستم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)