نمیتونم راهنماییت کنم, خودت تاپیک منو دیدی!
دیدی من تو محل کارم دو ماه تمام اون دختر رو حداقل سه روز در هفته به مدت 7 8 ساعت میدیدم.
من حتی از اون دیدم که چطور فقط برای در آوردن حرص من با پسره ( که باهش بود ) چه کارها نکرد.
دقیقا امروز هم با پسره اومد!
حالا دیدی که اون دختر دست در دست یه پسر دیگه خندون اومد. اون موقع میخوای چیکار کنی؟
فکر نمیکنی داری ضعیف عمل میکنی؟
نمیخوای مثل یه مرد خودتو نجات بدی؟
من تا خودم نخواستم نشد, بخدا نشد! جلوی احساست رو بگیر, میدونم سخته, ولی باید بگیری وگرنه ...
واقعا ازت میپرسم, آخرش چی؟؟
میخوای با زندگیت چیکار کنی؟
میخوای تا آخر عمرت با این فکر سر کنی؟
بعده جواب دادن به سوال های بالا حالا:
میخوای بخاطر یکی دیگه از خونت بری؟
فکر کردی بنده خدا خوابگاهی ها چه میکشن؟ میدونی که تا یه تعطیلی میشه مثل یه فشنگ! در میرن از خوابگاه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)